X
تبلیغات
هنرهای تجسمی
هنرهای تجسمی
آموزش هنرهای تجسمی
 
نوشته شده در تاريخ یکشنبه هجدهم دی 1390 توسط افشین زنگنه |

 

خیلی هاش تکراری بود ولی گفتم شاید چند تاشم که شده قشنگ باشه براتون

نیروی انتظامی می ریزه خونه غضنفر، اون هم با منقل می پره تو استخر. میگه از اینجا به بعدش دیگه به شما ربطی نداره به نیروی دریایی مربوط میشه.

*****

غضنفر واسه اینکه از زندگی جلو بیوفته یه زن حامله میگیره

*****
غضنفر مي ره تماشاي رقص باله از اول تا آخرش خواب بوده. بعد ازش مي پرسن چه طور بود؟ ميگه آدماي خيلي خوبي بودن. ديدن من خوابم، رو نوك انگشت راه مي رفتن

*****
از غضنفر می پرسن امام رضا چرا رفته بود مشهد؟ میگه : رفته بود زیارت!

*****
غضنفر و دوستش داشتن تو يه ماشين بمب كار ميذاشتن دوستش به غضنفر ميگه: اگه اين بمب الان منفجر شه چي كار كنيم؟ غضنفر ميگه نگران نباش من يكي ديگه دارم

*****
غضنفر به رفيقش مي گه من يه تمساح پيدا كردم چيكارش كنم؟ ميگه ببرش باغ وحش. فردا رفقيش می بینتش ، مي گه برديش؟ غضنفر مي گه : آره . تازه امشب هم مي خوام ببرمش سينما

*****
غضنفر يه تيكه يخ گرفته بوده بالا، داشته خيلي متفكرانه بهش نگاه مي كرده. رفيقش ازش ميپرسه: چيرو نگاه ميكني؟ طرف ميگه: ازش آب ميچيكه ولي معلوم نيست كجاش سوراخه!

*****
غضنفر پاش خواب میره پتو می کشه روش!

*****
غضنفر یتیم خونه میزنه روز اول جلسه اولیا مربیان میزاره

*****
غضنفر ميره ختم ازش مي پرسن شما؟
ميگه من ساير بستگانم !


********
دوست غضنفر بهش میگه سی دی که بهم دادی خش داره؟
میگه: آخه آهنگای قشنگش رو علامت زدم


********
یه نفر از ژاپن برمیگرده. بهش میگن اونجا مشكل زبان نداشتی؟ میگه: من نه، ولی ژاپنی ها چرا
********
به غضنفر میگن: دوست داری بابات بمیره ارثش به تو برسه؟

میگه: نه، دوست دارم بکشنش تا دیه هم بگیرم!


********
عزرائیل میاد سراغ غضنفر

غضنفر خودشو می زنه به مردن !

********
به غضنفر ميگن يه ميوه شيرين و آبدار نام ببر. ميگه: خيار. ميگن خيار كجاش شيرين و آبداره?! ميگه با چائي شيرين بخور نظرت عوض ميشه.

********
یه غضنفر میخواسته غیر قانونی از مرز خارج بشه ، میگیرنش ازش میپرسن : با چه ارزی داری خارج میشی ؟ میگه با ارز معذرت

********
به غضنفر میگن:چرا غواصا از عقب خودشونو میندازن تو آب؟ میگه: آخه اگه از جولو بندازن که میوفتن تو قایق!!
نوشته شده در تاريخ سه شنبه سیزدهم دی 1390 توسط افشین زنگنه |
وقتي اتومبيلي با سرعت هشتاد کيلومتر در ساعت به مانعي برخورد مي کند:


در 2 صدم ثانيه: سپر در هم مي شکند. اتومبيل فشاري برابر سي برابر وزن خود را تحمل مي کند.
در 4 صدم ثانيه: راننده و سرنشينان هر کدام با فشاري برابر 2 تن به جلو پرتاب مي شوند.
در 5 صدم ثانيه: بدن راننده با همان نيروي 2 تني با فرمان اتومبيل برخورد مي کند.
در 7 صدم ثانيه: سرنشين جلوئي به داشبورد مي خورد


در 9 صدم ثانيه: سر سرنشينان به شيشه اتومبيل برخورد مي کند


در يک دهم ثانيه: سرنشينان عقب نيز به سرنشينان جلو مي پيوندند!


يادتان باشد که هنوز 90 درصد ثانيه اول باقي مانده
نوشته شده در تاريخ جمعه نهم دی 1390 توسط افشین زنگنه |

1- عبور از چراغ قرمز
رانندگانی که با دیدن چراغ زرد بجای کم کردن سرعت خود پایشان را روی پدال گاز فشار می دهند تا گرفتار چراغ قرمز نشوند، به این خاطر که چند ثانیه ای جلو بیفتند، تصور میکنند با عملی هوشمندانه اقدام به "زرنگی" میکنند که بر خلاف تصور این کار سبب افزایش احتمال تصادفات در معابر و تقاطع خیابانها میگردد و در اصل ریسک صدمات جانی و مالی را افزایش می دهند.

2- عبور از لاین مخالف
ترافیک شهر طاقت فرسا و خسته کننده است ولی این دلیل نمی شود در خیابانی دو طرفه زمانیکه پشت انبوهی از اتومبیل ها گیر افتاده ایم و لاین مخالف خلوت است، از خط ممتد تجاوز کرده و با سرعت زیاد در لاین مربوط به مسیر مقابل از کنار بقیه عبور کنیم.

3- اشتباه در پس گرفتن باقی پول
حتماً زیاد برخورد کرده اید زمانیکه اقدام به خرید کالایی میکنید، فروشنده به دلیل تراکم کاری در برگرداندن باقی پول شما اشتباه کرده و مبلغ بیشتری را باز میگرداند. شما متوجه میشوید، آیا اشتباه فروشنده را به او یادآوری می نمایید و وجه اضافه را به وی بر میگردانید؟ گاهی در بانکها نیز از این قبیل اشتباهات رخ میدهد و باید وجه دریافتی اضافه را برگرداند. مطمئناً مایل نیستید پول ناسالمی در زندگی شما وارد شود!

4- خیانت در روابط
خیانت های جنسی و احساسی، برقراری رابطه هم زمان با چند نفر و عدم صداقت به هیچ عنوان "زرنگی" محسوب نشده و مصداق بارز بی شخصیتی و بی بندو باری محسوب میگردد.

5- کم کاری در محل کار
برخی کارمندان کم کاری و انجام ندادن مسئولیت هایشان بطور کامل و در وقت مقرر را نوعی "زرنگی" می پندارند و سعی میکنند تا حد امکان از بار وظایفشان کم کنند. زمان غیر معقولی را به انجام کارهای شخصی، غیبت، و بیکاری میپردازند و در انتها احساس میکنند سر شرکت و مدیران خود کلاه گذاشته اند. معمولاً اینگونه افراد همیشه در همان رده شغلی خود باقی می مانند و هیچگونه پیشرفته در مقام و درآمدشان حاصل نمی شود.

6- زیر آب زنی در محل کار
عمل زشت و ناپسند دیگری که ممکن است به "زرنگی" تعبیر شود، توطئه چینی علیه دیگر کارمندان است که باعث شود از کار اخراج شوند و یا وجهه شان تخریب گردد. حسادت و انگیزه های مادی ممکن است باعث شود فردی با القای مسائل نادرست در ذهن مدیر شرکت باعث بیکار شدن همکارش شود و بعد از آن احساس "زرنگی!" کند در صورتیکه این عمل بسیار زشت و بر خلاف همه موازین اخلاقی و اجتماعی می باشد.

7- استفاده غیر مجاز از خدمات بیمه ای دیگران
گران بودن هزینه های درمانی و مخارج بیمارستانها دلیل بر این نیست که فردی برای دریافت خدمات درمانی از دفترچه فرد دیگری استفاده کند و آنرا "زرنگی" تصور کند چرا که این اقدام وی تاثیرات مخرب بسیاری در سازمانهای مربوطه بر جای میگذارد.

8- هجوم برای دریافت نذورات

در ایامی که به مناسبتهای مذهبی نذورات و غذاهای نذری به عموم ارائه میشود متاسفانه برخی افراد که گاهی وضعیت مالی بسیار خوبی نیز دارند با اتومبیلهای خود در خیابانها به دنبال مراکز نذری هجوم آورده و تا حد امکان اقدام به دریافت و پر کردن اتومبیل خود از انواع غذاها میکنند و اجازه نمی دهند خانواده های نیازمند تر سهم بیشتری ببرند. در انتها هر کس بیشتر نذورات جمع کرده باشد در تصور خود "زرنگتر!" محسوب میشود.

9- تعویض البسه پس از استفاده
موضوع دیگری که گاهی مشاهده میشود این است که فردی پس از خرید لباس از آن در مراسمی استفاده کرده و روز بعد به بهانه های مختلف اقدام به پس دادن جنس به فروشنده می نماید و در ذهن خود به خاطر این "زرنگی" احساس غرور و رضایت میکند.

10- پرخوری در میهمانی ها
شاید برخورد کرده باشید با اشخاصی که در میهمانی ها همانند میدان جنگ به فکر جمع آوری غنائم و استفاده هرچه بیشتر و بهینه تر از مواد غذایی و امکانات میزبان می باشند و به هنگام صرف غذا حداکثر تلاش خود را برای انباشتن انواع غذاها مینمایند. اینگونه افراد به نوعی حس "زرنگ" بودن درونشان موج می زند.

11- تقلب در امتحانات
افرادی که در امتحانات از انواع و اقسام روشهای کلاسیک و نوین تقلب در امتحان بهره می برند و به این ترتیب از پس سوالات دشوار در امتحان مربوطه بر می آیند باید بدانند که تقلب در حقیقت نوعی کلاه گذاشتن بر سر خودشان است و نه "زرنگی." دانشجویی که از طریق تقلب به مدرک دست یابد مطمئناً نخواهد توانست در باز کار موفق شود.
نوشته شده در تاريخ جمعه نهم دی 1390 توسط افشین زنگنه |

______________________________

جوانی با چاقو وارد مسجد شد و گفت: بین شما کسی هست که مسلمان باشد ؟
همه با ترس و تعجب به هم نگاه کردند و سکوت در مسجد حکمفرما شد ، بالاخره پیرمردی با ریش سفید از جا برخواست و گفت : آری من مسلمانم..

جوان به پیرمرد نگاهی کرد و گفت با من بیا ، پیرمرد بدنبال جوان براه افتاد و با هم چند قدمی از مسجد دور شدند ، جوان با اشاره به گله گوسفندان به پیرمرد گفت که میخواهد تمام آنها را قربانی کند و بین فقرا پخش کند و به کمک احتیاج دارد، پیرمرد و جوان مشغول قربانی کردن گوسفندان شدند و پس از مدتی پیرمرد خسته شد و به جوان گفت که به مسجد بازگردد و شخص دیگری را برای کمک با خود بیاورد..

جوان با چاقوی خون آلود به مسجد بازگشت و باز پرسید :
آیا مسلمان دیگری در بین شما هست ؟
افراد حاضر در مسجد که گمان کردند جوان پیرمرد را بقتل رسانده نگاهشان را به پیش نماز مسجد دوختند ، پیش نماز رو به جمعیت کرد و گفت :

چرا نگاه میکنید ، به عیسی مسیح قسم که با چند رکعت نماز خواندن کسی مسلمان نمیشود...!

______________________________

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هفتم دی 1390 توسط افشین زنگنه |
جنگ جهانی اول مثل بیماری وحشتناکی ، تمام دنیا رو گرفته بود. یکی از سربازان به محض این که دید دوست تمام دوران زندگی اش در باتلاق افتاده و در حال دست و پنجه نرم کردن با مرگ است از مافوقش اجازه خواست تا برای نجات دوستش برود و او را از باتلاق خارج کند.
مافوق به سرباز گفت : اگر بخواهی می توانی بروی ، اما هیچ فکر کردی این کار ارزشش را دارد یا نه ؟
دوستت احتمالا مرده و ممکن است تو حتی زندگی خودت را هم به خطر بیندازی

حرف های مافوق اثری نداشت و ...

سرباز به نجات دوستش رفت. به شکل معجزه آسایی توانست به دوستش برسد، او را روی شانه هایش کشید و به پادگان رساند

افسر مافوق به سراغ آن ها رفت، سربازی را که در باتلاق افتاده بود معاینه کرد و با مهربانی و دلسوزی به دوستش نگاه کرد و گفت :من به تو گفتم ممکنه که ارزشش را نداشته باشه، دوستت مرده! خود تو هم زخم های عمیق و مرگباری برداشتی

سرباز در جواب گفت: قربان ارزشش را داشت

منظورت چیه که ارزشش را داشت!؟ می شه بگی؟

سرباز جواب داد: بله قربان، ارزشش را داشت، چون زمانی که به او رسیدم هنوز زنده بود، من از شنیدن چیزی که او گفت احساس رضایت قلبی می کنم.

اون گفت: " جیم .... من می دونستم که تو به کمک من می آیی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هفتم دی 1390 توسط افشین زنگنه |
پیرمردی در بستر مرگ بود. در لحظات دردناک مرگ، ناگهان بوی عطر شکلات محبوبش از طبقه پایین به مشامش رسید. او تمام قدرت باقیمانده اش را جمع کرد و از جایش بلند شد. همانطور که به دیوار تکیه داده بود آهسته آهسته از اتاقش خارج شد و با هزار مکافات خود را به پایین پله ها رساند و نفس نفس زنان به در آشپزخانه رسید و به درون آن خیره شد. او روی میز ظرفی حاوی صدها تکه شکلات محبوب خود را دید و با خود فکر کرد یا در بهشت است و یا اینکه همسر وفادارش آخرین کاری که ثابت کند چقدر شیفته و شیدای اوست را انجام داده است و بدین ترتیب او این جهان را چون مردی سعادتمند ترک می کند. او آخرین تلاش خود را نیز به کار بست و خودش را به روی میز انداخت و یک تکه از شکلات ها را به دهانش گذاشت و با طعم خوش آن احساس کرد جانی دوباره گرفته است. سپس مجددا” دست لرزان خود را به سمت ظرف برد که ناگهان همسرش با قاشق روی دست او زد و

 گفت : دست نزن، آنها را برای مراسم عزاداری درست کرده ام

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هفتم دی 1390 توسط افشین زنگنه |
اجرای قانون جدید جرائم رانندگی در حالی از فردا به طور رسمی در کشور کلید خواهد خورد که مسوولان راهنمایی امیدوارند با اجرای این قانون که در آن بر دو محور افزایش جریمه‌ها و سیستم امتیاز منفی تاکید شده است، تخلفات رانندگی تا حد چشمگیری کاهش یابد.


بر اساس قانون جدید جرائم رانندگی که در آن میزان جریمه تخلفات از ۳‌هزار تومان تا ۲۰۰ هزار تومان تعیین شده است، قرار است پلیس سختگیری‌های بیشتری در اعمال قانون برای برخورد رانندگان متخلف داشته باشد. در قانون جدید جرائم رانندگی تخلفات عابران پیاده هم از نگاه مسوولان راهنمایی و رانندگی دور نخواهد ماند.
۴۰ سال تاخیر در اجرا
براساس ماده ٣٣٣ قانون مجازات‌های اسلامی اگر خودرویی با سرعت مطمئن در شهر حرکت کند و نقص فنی هم نداشته باشد و با عابر پیاده‌ای در محل غیرخط کشی شده برخورد کند، عابر مقصر شناخته می‌شود، این ماده قانونی اکنون سال‌هاست در محاکم قضایی ایران به فراموشی سپرده شده است.
در ماده ۸ قانون نحوه رسیدگی به تخلفات و اخذ جرایم رانندگی‌ مصوب ۳۰‌‌/‌‌۳‌‌/‌‌۱۳۵۰ نیز آمده است: در صورتی که عابرپیاده در عبور از سواره‌‌ رو و معابر و خیابان‌ها جز از نقاطی که‌ خط‌کشی شده و مخصوص عبور عابرپیاده است (محل مجاز) از محل دیگری (محل‌های‌غیرمجاز) عبور کند، متخلف شناخته می‌شود و مکلف به پرداخت جریمه مقرر در آیین‌‌نامه‌ است و در صورتی که در این قبیل نقاط غیرمجاز وسیله نقلیه موتوری با عابرپیاده تصادف کند راننده وسیله نقلیه در صورتی که تمامی مقررات راهنمایی و رانندگی را رعایت کرده باشد، مسوول شناخته نمی‌شود.نگاهی به این دو ماده قانونی کافی است برای پی بردن به این‌که موضوع جریمه عابران پیاده که در قانون جدید اخذ جرائم رانندگی بر آن تاکید شده است در واقع پیشینه ۴۰ ساله دارد، اما چون تاکنون اجرایی نشده است مسوولان پلیس راهور امیدوارند شاید بتوانند با تصویب قانون جدید پس از ۴ دهه انتظار عابران پیاده را هم بیشتر به رعایت قوانین و مقررات ملزم کنند.
از امروز مراقب باشید
رئیس پلیس راهور ناجا با تاکید بر این‌که براساس قانون جدید اخذ جرائم رانندگی از این پس عابران پیاده هم در وقوع تصادفات مقصر شناخته خواهند شد، توضیح می‌دهد: بر اساس قانون جدید جرائم رانندگی اگر هنگام وقوع تصادف عابرپیاده با خودرو، راننده تمام قوانین و مقررات را رعایت کرده باشد، اما عابرپیاده با وجود بودن محل خط‌کشی یا پل عابرپیاده به جای عبور از این دو محل از عرض خیابان یا بزرگراه عبور کرده باشد، قطعا دیگر راننده در وقوع تصادف مقصر شناخته نمی‌شود.
اما سردار اسکندر مومنی این را هم می‌گوید که با این وجود بازهم شرکت بیمه مکلف به پرداخت خسارت است. او تصریح می‌کند: عدم مسوولیت راننده مانع استفاده فرد مصدوم یا خانواده متوفی از مزایای بیمه نمی‌شود و شرکت بیمه با ارائه قرار منع تعقیب و حکم برائت راننده، به اجرای تعهدات خود ملزم خواهد بود. این‌طور که پیداست، اگر راننده بیمه نامه داشته باشد در صورتی که افسر کارشناس صحنه تصادف رای به بی‌گناهی وی بدهد بدون مشکلاتی مانند زندانی شدن یا دوندگی برای دریافت رضایت می‌تواند با مزایای بیمه دیه مورد نظر را پرداخت کند، اما اگر بیمه‌ای در کار نباشد آیا دیگر از پرداخت دیه خبری نیست؟
رئیس پلیس راهور ناجا می‌گوید: چنانچه وسیله نقلیه بیمه نباشد دیه عابر پیاده از صندوق قانون بیمه اجباری مسوولیت مدنی دارندگان وسایل نقلیه موتوری زمینی در مقابل شخص ثالث که مصوبه آن مربوط به تاریخ ۲۳‌‌/‌‌۱۰‌‌/‌‌۴۷ است، پرداخت می‌شود.
قانونی با برخی نواقص

قوانین مربوط به تخلفات عابران پیاده فقط شامل موضوع تصادفات با خودرو نمی‌شود، بر اساس ماده ۱۷۱ قانون جرائم رانندگی، عبور غیرمجاز عابرپیاده از محل سواره رو و همچنین در طول راه‌هایی که دارای پیاده‌رو است، ۳۰ هزار ریال جریمه دارد اما از اجرای این ماده که در قانون قبلی و هم در قانون جدید به صراحت گنجانده شده، خبری نیست.
جریمه سنگین عابران پیاده در دنیا

نگاهی گذرا به نحوه اجرای قوانین و مقررات راهنمایی و رانندگی در بسیاری از کشورهای دنیا بیانگر این است که پلیس در برخورد با تخلفات عابران پیاده کاملا جدی و بدون اغماض رفتار می‌کند. در واشنگتن جریمه بی‌توجهی عابران پیاده به چراغ راهنمایی ۲۵ دلار است در دیگر ایالت‌های آمریکا نیز جریمه‌هایی جدی وجود دارد. جریمه عابران متخلف، در کشورهای اروپایی قابل توجه است. در شهر آتن عابر پیاده‌ای به خاطر عبور از روی خودرویی جریمه شد که وسط پیاده رو پارک شده بود.

این مرد یونانی هرچه در دفاع از کار خود برای پلیس دلیل آورد که به هیچ عنوان امکان عبور از کنار این خودرو نبوده و وی مجبور به رد شدن از روی آن شده تاثیری نداشت.
عدالت برای رانندگان بی‌گناه

اجرای قانون جدید اخذ جرائم رانندگی در حالی از فردا به طور رسمی در کشور آغاز خواهد شد که به نظر می‌رسد موضوع برخورد با تخلفات عابران پیاده بویژه در آن بخش که نقش آنها در وقوع تصادفات رانندگی از دید کارشناسی پلیس محرز شود می‌تواند نقطه امیدواری باشد بر این‌که از این پس دیگر عابران پیاده خود را از دایره قوانین و مقررات راهنمایی و رانندگی مستثنی ندانند. در واقع اجرایی شدن این ماده از قانون جدید جرائم رانندگی تا حد زیادی کمک خواهد کرد در صورتی که تمام قوانین و مقررات را هنگام رانندگی رعایت کند، اما به دلیل سهل‌انگاری عابر پیاده تصادفی رخ دهد با تایید افسرکارشناس صحنه تصادف دیگر نگرانی از این بابت که بی‌گناه مقصر شناخته شود، وجود نخواهد داشت.

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هفتم دی 1390 توسط افشین زنگنه |

 
· به راننده تاکسی میگم سیگارتو خاموش کن به دودش حساسیت دارم، برمیگرده میگه جوونای سن تو کراک میکشن تو به دود سیگار حساسی!!

· هر روز تو دانشگاه میبینیم ۱۰۰ تا دختر مدرسه ای رو به صف کردن، معلمشونم جلو، آوردن بازدید از دانشگاه، مگه باغ وحشه اینا رو هر روز میارین بازدید!!

· اینم از مجلس ختم، با کفش رفتیم با دمپایی برگشتیم!!

· یارو رو آوردن تو تلویزیون، زیر اسمش نوشته: "کارشناس مسائل یمن"، من موندم این بنده خدا تو این ۴۰ سال از چه راهی نون در میآورده!!

· پارسال همت مضاعف رو فقط عزرائیل فهمید، امسال هم جهاد اقتصادی رو فقط ربع سکه!!

· خانومه ناراحت توی تاکسی: به فاصله چند روز هم شوهرم بهم خیانت کرد هم دوست پسرم!!

· فدراسیون فوتبال فقط تو 6 ماه، نیم میلیارد تومن از فحاشی فوتبالیستها درآمد داشته. یعنی به عبارتی قیمت فحش از قیمت طلا زده بالاتر!!

· طرف رفته خواستگاری، دختره بهش گفته شهید مورد علاقه شما کیه؟!!

· واسه دوست دخترت شارژ می فرستی، بعد میگه تو بزنگ!!

· واسه داداشمون رفتیم خواستگاری، ننه جون طرف در اومده میگه ۲۰۱۲ تا سکه مهریه به نیت المپیک لندن!!

· هر بار که صفحه ی فیلترینگ رو دیدم یه صلوات فرستادم. مامانم میگه همینطور ادامه بدی جات تو بهشته!!

· میگه به خدا راست میگم. طرف میگه نه، اگه راست میگی بگو به جون مامانم!!

· یه عمر رفتیم سینما آخر نفهمیدیم دسته های صندلیش ماله خودمونه یا بغل دستیمون!!

· ایران که هستیم توی سوپرمارکت دنبال جنس خارجی میگردیم، بعد خارج که میریم میافتیم دنبال جنس ایرانی!!

· یارو گیتار الکتریک تو اتاقم دیده میگه تو هم شیطان پرست شدی!!

· جشن میگیرن گوسفند میکشن، عزاداریه گوسفند میکشن، ماشین میخرن گوسفند میکشن، پسر اقدس خانوم رو ختنه میکنن گوسفند میکشن، بعد به گاوبازای اسپانیایی فحش میدن!!

· برنامه احکام گذاشتن، ملت زنگ میزنن، یکی میگه من رکعت اول، توی رکوع یادم افتاد سجده نرفتم! حکمش چیه؟!!

· سریال ستایش زنه به شوهرش میگه: باردارم! شوهره بجای اینکه بغلش کنه میره بیرون، رو به بقاله داد میزنه هووووراااا!!

· طرف سوار اسب شده، عکسشو گذاشته فیس بوک، میگه اون بالاییه منم!!

· تبلیغ پارک آبی نشون میدن یارو با شلوار لی و پیراهن مردونه سر میخوره رو سرسره های پارک آبی!!

· رفتم سوپر مارکت میگم آقا کرم کارامل دارین؟ میگه کرم فقط ساویز داریم!!

· سالای پیش جایزه بانک ملت یه منزل مسکونی بود، امسال شده ۶۰ لیتر بنزین، سال دیگه میشه یه شونه تخم مرغ، سال بعدشم دوتا تافتون یه بربری هم وسطش!!

· غار علیصدر به قندیلاش معروفه، اونوقت ملت میرن قندیلاشو میکنن یادگاری میبرن با خودشون! یکی نیست بگه آخه با اون قندیل میخای چیکار کنی؟!!

· میری از خودپرداز پول بگیری، رمزتو میزنی پول بر میداری، بار دوم کارتو میذاری، رمز رو اشتباه میزنی، یکی از پشت میگه: آقا رمزتو اشتباه زدیها!!

· سربازه اومده مقابل دبیرستان دخترونه کشیک بده مزاحمت ایجاد نشه، خودش چشمک میزنه به ملت! خدا هم که فقط نشسته با ابی چای مینوشه!!

· رفتیم باغمون، دیدم جا نیست برای خودمون که بشینیم! اینجا ایران، گور بابات پی ام سی!!

· بغل دستیمون توی هواپيما از اول تا آخر به اسلام فحش میداد، وسطهای پرواز هواپیما یه تکون خورد، گفت «يا ابالفضل»!!

· خبرنگار رفته تو یه روستا سوال میکنه با یارانه تون چیکار کردین؟ مرده میگه: قبض هامونو پرداخت کردیم، چندتا قسط دادیم، شهریه دانشگاه دخترمو دادیم، یه تراکتور هم خریدیم! تازه یه مقداری هم پس انداز کردیم!!

· پسورد اینترنت وایرلسم رو عوض کردم، همسایمون زنگ زده میگه پسوردتو عوض کردی؟ میگم نه! میگه آخه قبلاً شماره موبایلت بود، الان هرچی میزنم کانکت نمیشم!!

· رفتم شلوار جین بخرم، اولی رو پرو کردم یه کم تنگ بود. فروشنده گفت: یه دوبار بپوشی جا باز می‌کنه! دومی رو پوشیدم یه کم گشاد بود. فروشنده گفت: چیزی نیست یه دو بار آب بخوره تنگ میشه!!

· کاردار سوئیس رو احضار کردن که بره به آمریکا بگه چرا عربستان نیروهاشو فرستاده بحرین!!

· میری آدامس اوربیت بخری، بقاله به جای بقیه پول، بهت آدامس شیک میده!!

· یه تی شرت خریدم کلی مارک نایک روشه بعد رو یقه‌ش نوشته تولیدی برادران عباس‌پور

نوشته شده در تاريخ جمعه دوم دی 1390 توسط افشین زنگنه |

معبد آناهيتا بزرگترين بناي سنگي ايران است و شيوه ي ساخت معماري آن شامل رواق هاي سرپوشيده طويل در چهار سوي صحن وسيع مستطيل شكل ، تعداد زيادي ستون هاي تناور و كم ارتفاع در دو سوي رواق ها فضاي كوچك مستطيل شكل در شرق صحن بزرگ ، در ميان بنا هاي تاريخي و يادماني كشور منحصر به فرد است.بقاياي اين معبد عظيم با مساحتي قريب به 46 هزار متر مربع بر فراز صخره اي كم ارتفاع از نوع شيست ( سنگ سيليس از انواع سنگ هاي آتشفشاني ) در شهر كنگاور و در استان كرمانشاه قرار دارد.محور اصلي ارتباطي همدان و كرمانشاه از ضلع غربي محوطه ي وسيع معبد مي گذرد و دشت زيباي كنگاور زير پاي آن گسترده است.

معبد آناهيتا نيز همچون ديگر بنا هاي كه بر بلندي ساخته شده است ، شيوه ي صفه سازي در دوران كهن در فلات ايران متداول بودته و در دوره هاي بعد نيز بنا هاي مهم پرستشگاهي و برخي بنا هاي حكومتي روي صفه بنا شده اند.

قديمي ترين اشاره به آناهيتا را مي توان در نوشته ي ايزيدورخاراكسي، جغرافيانويس يوناني يافت كه در سال 37 ميلادي از كنگاور گذشته و از آن به نام كونكوبار ( Concobar ) ياد كرده است. او بوجود معبدي براي نيايش الهه ي آرتميس ( ايزد بانوي آناهيتا ) در اين شهر اشاره كرده است . در متون مربوط به دوره اسلامي هم ساخت معبد را به خسرو پرويز نسبت داده اند در اين متون از مسجد آدينه اي به نام مونس نيز باد شده كه خليفه عباسي آن را ساخته بود.ياقوت مولف معجم البلدان در قرن هفتم هجري هم از شهر كنگاور به نام كنكور ام برده است.ظاهراً قرار گيري در مسير ارتباطي مراكز مهم تمدن هاي كهن بين النهرين و پارس و حاصلخيزي دشت كنگاور عامل رونق كنگاور در دوران كهن بوده است.

گذشته از اين سياحان اروپايي كه در سده نوزده ميلادي از معبد ديدار كرده اند و از آن به معبد نيايش ايزدبانوي آناهيتا ياد كرده اند .پژوهشگراني چون هرتسفلد ، آندره گدار ، اشميت و آرتور پوپ آناهيتا را معبد سلوكي پارتي به سبك معماري يوناني اعلام كرده اند.
نخستين بار در فاصله ي سال هاي 1347 – 1354 خورشيدي يك هئيت ايراني به سرپرستي سيف ا… كام بخش فرد كاوش هاي باستان شناسي را در كنگاور آغاز كرد. در سال هاي بعدي ( 1377 ) نيز به طور متناوب كاوش هاي باستان شناسي در منطقه صورت گرفته است در اين كاوش ها در ميان قبور كه اغلب آن ها متعلق به دوران پارتيان است . سكه هاي مربوط به فرهاد اول ( اشك پنجم ) و ارد ( اشك سيزدهم ) و همچنين اشيا و ابزار معاش و زيور آلات كشف شده اند و در عين حال در اين مجموعه بيش از 200 علامت به عنوان علايم حجاري كشف شده كه باستان شناسان مربوط به دوره هاي هخامنشي ، آراميان و ساميان بين النهرين ، اشكاني و پهلوي ساساني مي دانند.

بناي آناهيتا چهار ضلعي مستطيل شكل و پهناوري آن به ابعاد 209 × 244 متر مربع است و هر ضلع ان ديواري به ضخامت 18.5 متر است كه روي آن رديفي از ستون هاي قطور قرار گرفته است . بلند ترين نقطه معبد 32 متر از سطح زمين ارتفاع دارد و اختلاف سطح بين دو نقطه ي منتهي اليه شمال غربي و جنوب غربي آن به 14 متر بالغ مي شود.پيكره ي ديواره هاي سكو وسيع معبد عمدتاً با لاشه سنگ و ملات گچ ساخته شده است. اما نماي بيروني آن ها با قطعات سنگي بزرگ پاكتراش چنان استادانه پرداخت شده كه به ملات نيازي نداشته و به صورت خشكه چين است.

در ضلع جنوبي بنا پلكان دو طرفه اي به درازاي 154 متر احداث شده كه هر 2 تا 5 پله ي آن در يك بلوك سنگي تراشيده شده اند و پله هاي عظيم صفه تخت جمشيد را تداعي مي كنند . تعداد سنگ هاي پله در پلكان شرقي 26 و در پلكان غربي 21 عدد است . اما با توجه به ارتفاع ديواره هاي معبد رد اين بخش كه تنها 8.20 متر از آن باقي مانده است به تعيين تعداد پله ها بيشتر از تعداد كنوني بوده است.در بخش شمال شرقي آناهيتا نيز دو رديف موازي سنگ هاي تراشيده به كار رفته كهبر وجود يك فضاي ورودي به عرض 2 متر در اين بخش از بنا دلالت دارد.در مركز بنا صفه اي در راستاي شرقي و غربي ساخته شده است كه 94 متر درازا و 9.30 متر پهنا و بين 3 تا 5 متر ارتفاع دارد . اين صفه از لاشه سنگ هاي بزرگ كه حداقل يكي از سطوح آن صاف بوده است و نماي ان با ملات گچ پوشيده شده اما در برخي از سطوح پايين ديوار حتي نشاني از آن باقي نمانده است.روي ديوار هاي اين بنا به جز فاصله ي بين دو رشته ي پلكان جنوبي يك رديف ستون قرار گرفته كه كوتاه و قطورند فاصله ي ستون ها از محور تا محور 45 سانتي متر است . بلنداي هر ستون شامل پايه ، ساقه و سرستون معادل 3.54 متر و قطر هر يك از ساقه هاي ستون هاي استوانه اي شكل 144 و گيلويي زير پايه ي ستون 60 سانتي متر ارتفاع داشته و مجموعاً با بخش زيرين و زبزين به 475 متر مي رسيده است.

نسبت قطر ستون به ارتفاع آن 3 به 4 و قطر و تناسب ميان ارتفاع سر ستون و ايين آن 1 به 3 است. اين قاعده بر خلاف سنت و نسيت هاي ستون سازي يونان در دوران « آركائيك » و « كلاسيك » است.
سبك « دوريك » در معماري يونان عهد « آركائيك » كه نمونه بارز معماري و حجاري آن معبد « پوزنيدون » بوده و داراي ستون هايي كه ارتفاع آن ها 4 برابر قطرشان است در حاليكه ابعاد يك واحد ستون در معبد آناهيتا متشكل از پايه + سر + ميان ستون برابر 355 سانتي متر است و اين اندازه برابر فاصله بين دو ستون و ضمناً معادل دو برابر قطر پايه ستون است . بايد خاطر نشان كرد كه ستون هاي آپادانا در مقايسه با ستون هاي آناهيتا ، كالبدي كشيده تربلند تر دارند و به عناصر تزييني همچون گل و برگ و خطوطي براي تجسم احجام هنري و حيواني مزينند .

به طور كلي در معبد آناهيتا ستون بندي بنا به صورت رديفي و متوازي در جهار جنب محدوده ي خارجي بناست. در فضاي مياني ، صحن باز و بسيار بزرگ بر فراز سكويي محصور بين ستون ها و فضاي كوچك مستطيل شكلي در راستاي شرقي – غربي قرار دارد كه ان هم با مجموعه اي از رديف هاي ستون هاي كوتاه سنگي محصور مي شده و به اعتقاد بسياري از باستان شناسان فضاي اصلي معبد بوده است. همانطور كه اشاره شد ستون ها در اين معبد بر خلاف آپاداناهاي داريوش و پاسارگاد ساده و بدون تزيين ، كوتاه و قطورند و غير از يك رديف گيلويي ( بالشتك ) چوبي سقف ديگري را ( برخلاف آپادانا ) تحمل نمي كرده است . در عين حال ستون هاي ياد شده به مثابه ي نرده ها و حفاظ تزييني قابل بررسي و بذل توجه بسيارند.

به رغم ارزش مجموعه آناهيتا و محصر به فرد بودن آن ، متاسفانه بيشترين تخريب وارد بر بنا در دوران اخير از سوي مردمي صورت گرفته است كه از سر نا آگاهي ، بيش از بلاياي طبيعب و عوامل جوي ، در اين زمينه اثر گذار بوده اند ، هنوز سالخوردگاني در كنگاور هستند كه به ياد دارند سنگ هاي يكژارچه و سپيد رنگ آناهيتا و آن ها را در گوي محلي « گچكن » مي ناميده اند . حتي با اندكي جستجو در ميان واحد هاي مسكوني بافت قديم شهر مي توان نشانه هاي بسياري از سنگ هاي خوش تراش عظيم آناهيتا مدفون در بدنه ها و ديوار هاي ان ها يافت.

اين ميراث گرانقدر بنايي جاودانه واقه بر بلنداي صخره اي مرتفع و شكل گرفته در يك مكان مقدس به شمار آورد كه چون ديگر مكان هاي خاص و ويژه برگزاري ايين ايرانيان با حضور آب جاري در مرتفع ترين صفحات آن جذابيت و هيمنه اي كم نظير داشته است. با اين همه هنوز هم شامگاهان به وقت آرام گرفتن خورشيد در ويرانه هاي عظيم آناهيتا و در ميان ستون هاي ستبر بر جاي مانده در آن مي توان حضور روح اساطيري ايزد بانوي ايران باستان( آرتميس = آناهيتا = الهه آب ) را احساس كرد.

نوشته شده در تاريخ سه شنبه یکم شهریور 1390 توسط افشین زنگنه |

یکی از ثروتهای بالقوه زمینهای حاصلخیز دزفول٬"قلم نی " است که به تمام دنیا صادر میشود و خطاطان برجسته دنیا قلم نی دزفول را ترجیح میدهند.سابقه ی کشت قلم نی که از گیاهان بومی دزفول است ٬به افزون بر یک قرن پیش بر میگردد و از آن زمان تا کنون به کشورهای پاکستان٬هندوستان و برخی کشورهای عربی  صادر میشده است.

نوع"وحشی" و "خودروی" این گیاه در کناره های غربی رودخانه دز می روید گرچه هزینه کاشت ٬ داشت  و برداشت این گیاه نسبتا بالاست ولی هنوز هم تک و توک علاقه مندانی در این شهر یافت  میشوند که از راه "قلمه زدن" یا "نشا کاری"به کشت آن اقدام میکنند.

زمان کاشت  تا برداشت آن حدود دو سال به طول می انجامد.در دومین سال کشت  د اوایل پاییزوقلمکاران با اولین تغییر رنکگ "نی " ها و پیدایش گلهای مخصوص در بالای آنها نی ها را در اوایل پاییز اصطلاحا "سربری" میکنند٬بعد شاخه های قرمز رنگ را درو میکنند ونی ها را در اتاقی که هیچگونه روزنه ای به بیرون ندارد به مدت چهل شبانه روز نگهداری میکنند.درچهلمین روز ٬ در انبار را باز میکنند  و شاخه های نی را به مدت یک شبانه روز  در معرض جریان هوای آزاد قرار میدهند تا بخار حاصل از تعریق نی ها از فضای محوطه انبار خارج شودو بدین ترتیب نی ها کاملا خشک میشوند.سپس کارگرانو شاخه های نی را از محل بندها قطعه قطعه میکنند و پس از بسته بندی  جهت فروش به بازار عرضه میکنند.

قلم نی های دزفول به چند دسته تقسیم میشوند:

قلم نی "میرزایی" ٬قلم نی " ابلق" و قلم نی " قهوه ای متمایل به قرمز" که نوع اخیر مرغوب ترین قلم نی ایران محسوب میشود.  

 

نوشته شده در تاريخ سه شنبه یکم شهریور 1390 توسط افشین زنگنه |
یکی از ارکان اقتصادی مردم دزفول که همواره زبانزد مردم ایران و بعضاً جهان است ، گذشته از خلاقیت های اقتصادی و سنتی ، استعداد بالقوه این مردم در زمینه های زراعت و کشاورزی است.
محصول قلم نی كه از حدود سیصد سال پیش در دزفول رایج شد و سریعا  توسعه پیدا كرد ، دو فقره از اقلام و كالاهای عمده تجاری دزفول است كه نه تنها در تمام ایران بلكه به كشورهای دیگر از قبیل ، تركیه، مصر ، چین ، عراق و برخی دیگر از كشورهای خاورمیانه صادر و مورد مصرف بوده است و اوج رونق این صنعت را از اوایل حكومت قاجار تا اواسط حكومت رضا شاه می توان به حساب آورد البته هم اكنون نیز قلم نی دزفول به اكثر نقاط ایران بالأخص به تهران و اهواز فرستاده می شود .
گفته می شود برای اولین بار ، پدر مرحوم حاج محمد باقر قلمبر ، قلم این درخت را از هندوستان به دزفول آورد و از آن پس كشت این محصول رواج یافت و وجود نامهای خانوادگی قلمبر، قلمكار، قلمبران ، قلمكاران و ... قرینه هایی است بر توسعه و گستردگی این صنعت ، كه با وجود لزوم داشتن مهارت تام و خبرگی در بار آوری و پرورش آن ، افراد زیادی از خانواده های دزفولی به این كار اشتغال داشتند .

مدت ثمردهی هر بوته ی قلم نی ده سال است و پس از آن باید این بوته ی پیر را دربیاورند و به جای آن یک قلمه ی جوان و نو بزنند.
بهترین نوع قلم نی ، مشكی یك دست است و قلم نی های ابلق و دو رنگ و قهوه ای كه آفتاب كمتری به آنها تابیده است از مرغوبیت كمتری برخوردارند و از نوع درجه دو محسوب می شوند و گفته اند كه در هیچ جای ایران ، نمی توان قلم نی را به این كیفیت پرورش داد .
«خاطره ای از سید محمد منتظری (نویسنده کتاب شهر من دزفول) در خصوص قلم نی دزفول»:
(چندین سال پیش در یك مغاز? بزرگ در بازار بین الحرمین تهران ، یك نوع قلم نی خیلی خوشرنگ دیدم ، قیمتشان را از فروشنده پرسیدم . گفت دانه ای پنج ریال ، نوعی دیگر قلم نی باریك و سیاه رنگ داشت كه كمی هم خمیده بودند . فكر كردم كه اینها با قیاس با قلمهای قبلی باید قیمتی بین یك تا دو ریال داشته باشند . وقتی قیمتشان را پرسیدم ، با كمال تعجب گفت : اینها هر عدد سی تومان است . گفتم چه خبره؟ مگر از طلا ساخته شده اند ، فروشنده گفت: آری از طلا هم بالاترند ، اینها قلم نی دزفولند و در تمام دنیا معروفند . قلم هایی كه اول دیده بودی نی معمولی شمال هستند كه رنگشان می كنند و اصلا قابل قیاس با اینها نیستند . از خودم خجالت كشیدم كه اینها محصول شهر خودم هستند و من نسبت به شناخت و ارزش آنها بیگانه ام .»

نوشته شده در تاريخ سه شنبه یکم شهریور 1390 توسط افشین زنگنه |

مراحل خوشنویسی و آداب و وظایف خوشنویسان

آغاز و انجام خوشنویسی به شش دوره منقسم است: ابتدائی ، متوسطه ، خوش ، عالی ، ممتاز ، استادی از میان علاقه مندانی كه قدم در راه فراگیری این هنر می گذارند كمتر كسی یافت می شود كه تمام این راه را طی كند و به استادی برسد. بیشتر آنان در رسیدن به یك ، دو ، یا سه دوره ی آن توفیق می یابند ؛ زیرا كاری پر زحمت و مشكل است كه فقط عشق و علاقه آسانش می كند و در خور حوصله هر كس نیست مخصوصاً زندگی ماشینی امروز و مشغله ی زندگی متنوع، كمتر به اشخاص اجازه می دهد كه به این هنر ارزنده بپردازند و در این راه پیشتر روند و جز دلباخته ای به ادامه و تكمیل آن نمی پردازد. لكن قدر لازم برای هر با سواد این است كه اگر چه مدت كوتاهی ، نزد استاد ، با مختصری از اصول و قواعد صحیح نوشتن كلمات و تركیبات آن آشنائی پیدا كند ، تا حدی كه خطی خوانا و روشن داشته باشد و بیننده و خواننده را در آن رغبتی دست دهد و این خود طی دوره ی ابتدائی و رسیدن به آغاز دوره ی متوسطه حساب می شود. از این پس به نسبت علاقه مندی و فعالیت و استعداد می تواند به مراتب بالاتر برود تا اینكه به ترتیب، دوره های خوش و عالی و ممتاز را بگذراند و كم كم به مقام استادی نایل گردد.

لذا برای فراگیر ِ مبتدی لازم است روی حروف و كلمات سرمشق استاد دقت كند و حركات و گردشهای آن را در نظر بگیرد ، هر چند كه بد و ناصاف نویسد به صبر و حوصله كلمات را در حد و اندازه ی سرمشق نقل و تكرار كند و تا مدتی بدون سرمشق و از پیش خود چیزی ننویسد و پیوسته از شیوه و اسلوب استاد پیروی نماید تا به نیروی طبع و قابلیت، شیوه و ربط استاد را به دست بیاورد و دستش در این كار قوت یابد. لازم است كه قلم مشق را به اندازه ی درشتی و ریزی خط سرمشق انتخاب كند و از مشق كردن روی سرمشقهای ناقص كه استادانه نیست برحذر باشد و تا جایی كه ممكن است روی خط بد و ناقص نگاه نكند. سلطانعلی مشهدی گوید:

جمع می كن خطوط استادان      نظری می فكن در این و در آن

طبع تو سوی هر كدام كشید      جز خط او دگر نباید دید

تا كه چشم تو پر شود ز خطش  حرف حرفت چو دُر شود ز خطش

پس از اینكه خط او نیرو گرفت گاهگاه از ذهن خود كلمات و عباراتی بنویسد و آنگاه با خط استاد و سرمشقها مقایسه كند و یا به نظر استاد برساند.

به طوری كه استادان اشاره فرموده اند مشاقی و تمرین را سه مرحله است: نظری، قلمی ، ذهنی(یا خیالی).

نظری:

دقت در روی حروف و كلمات خطوط استاد و در نظر گرفتن گردشها و حركات آن است كه با نگاه كردن انجام می شود و در طبع و ذهن طالب آن اثر می گذارد.قلمی: نقل كردن حروف و كلمات سرمشق به وسیله قلم است كه از روی تقلید و محاكات انجام می گیرد.

ذهنی:

آن است كه مشاق پس از آشنائی با قواعد خط و شیوه و ربط استاد، بدون تقلید از سرمشق و با ذهنیت خود – عشقی و ذوقی – عباراتی بنویسد تا نیروی خطی خود را بسنجد.سلطانعلی مشهدی در اشعار خود به دو مشق نظری و قلمی اشاره كرده و می گوید:

بر دو نوع است مشق و ننهفتم     تا توای خوبرو جوان گفتم

قلمی خوان یكی و گر نظری         كه بود این سخن هنی و مری

قلمی مشق كردن نقلی   روز، مشق خفی و شام، جلی

نظری دان گاه كردن خط               بودن آن گه ز لفظ و حرف و نقط

هر خطی را كه نقل خواهی كرد   جهد كن تا نكوبی آهن سرد

حرف حرفش نكو تأمل كن            نه كه چون بنگری تغافل كن

قوت و ضعف حرفها بنگر               دار تركیب آن به پیش نظر

در صعود و نزول او می بین           تا كه حظی بری از آن و از این

باش از شَمره های حرف آگاه      تا بود صاف و پاك و خاطره خواه

اظهرهروی به سلطانعلی مشهدی از راه نصیحت می گفته است:

در مشق كوتاهی مكن پیوسته ای سلطان علی      در روز كن مشق خفی ، در شام كن مشق جلی

قاضی احمد غفاری شاعر و خوشنویس گفته است:

چهل سال عمرم به خط شد تلف   سر زلف خط ناید آسان بكف

زمشقش دمی هر كه غافل نشست        چو رنگ حنا رفت خطش زدست

مكن جز به تحریر اوقات صرف         كه صورت نمی یابد از صوت حرف

ضیاء الدین محمد یوسف در رساله ی خود گوید:

خواهی كه ترا بلند سازد  آوازه نیك در جهان مشق

بشنو زمن شكسته خاطر اول تعلیم، بعد از آن مشق

كسی كه بخواهد به هدف خود برسد و از روی اصول و هندسه خط و كیفیت خوشنویسی به درجات عالی خط نائل گردد از آغاز كار باید شاگردی و تلمذ استادی را اختیار كند تا او را در این فن رهبری و ارشاد نماید. چون اگر تنها به فكر و عقل خود تكیه كند كاری عبث و بیهوده كرده است. كسانی كه بدون تعلیم استاد و فقط از راه تقلید به درجه ی استادی رسیده اند بسیار اندك اند- و در حكم «النادر كالمعدوم» و یا «النادر لا حكم له» می باشند.

در خطوط كسانی كه بدون استاد كار كرده اند در بسیاری از حروف آن نقص و ناموزونی دیده می شود به خلاف دسته ی اول كه همه استوار و درست مشاهده می گردد.

شایسته است كه متعلم از متابعت استاد سر نپیچید و به راهنمائی او اهمیت دهد و عمل كند و در اكرام و كسب رضای خاطر او بكوشد كه فایده اش به خود او بازخواهد گشت.

ان المعلم و الطبیب كلاهما        لا ینصحان اذا لم یكرما

در همه حال نظافت و پاكیزگی را مرعی دارد و ادوات و لوازم خوشنویسی خود را پاكیزه و كامل و مرتب كند و جایی برای كتابت انتخاب كند كه موافق با اصول بهداشت باشد و آنقدر مبالغه در نوشتن نكند كه ملول و خسته شود و از نوشتن در جای كم نور حذر كند و سرعت و عجله در نوشتن ننماید. در بهداشت چشم بكوشد و از گرد و كثافت و آبهای آلوده محفوظ دارد، در صفحات براق و خیره كننده ننگرد. زیاده روی در نوشتن نكند چرا كه استمرار بی حد ، ضعف قوای ظاهری و باطنی می آورد.

از روی بی میلی و سرسری ننویسد. محل نوشتن روشن و با صفا و خالی از اغیار باشد.

میرعلی هروی در مدادالخطوط خود آورده است: «خانه ای كه در آنجا كتابت كنند باید كه از چهار طرف درها گشاده باشد و صبح در طرف شرقی و نیمروز در جانب جنوبی و آخر روز به طرف غربی نشیند اما در تابستان تا وقت شام هوای حوضخانه بهتر است.»

به تابستان نكو باشد پگاهی      زمستان نیك وقت چاشتگاهی

ولیكن خانه خطاط باید               كه از هر چارسو درها گشاید

صباحان مصلحت زانگونه بیند      كه در پیش در شرقی نشیند

به وقت نیمروز ای نیك محضر      جنوبی بهتر است از جای دیگر

ولی در مغرب روز است احسن             به نزدیك در غربی نشستن

ابن بواب گفته است: «خطاطی موقوف بر پنج چیز است: برندگی و تیزی قلمتراش، خوبی قلم، صافی و با جریان بودن مركب ، لینت و نرمی كاغذ، آرامش و سكون دل (یا نگاه داشتن نفـَس در حال نوشتن).»

امین الدین یاقوت ملكی گوید: «اگر قلمت خوب و پسندیده شد خطت نیكو می گردد و هر گاه ضایع باشد خطت ضایع خواهد شد.»

از اهم اموری كه به تحسین و تجوید خط كمك می كند كیفیت نگاه داشتن قلم و ملاحظه ی حركات آن در حال نوشتن و خوب تراشیدن قلم است.  یكی از استادان گفته است: كسی كه مداد برگرفتن و تراش قلم و قط و گرفتن ورق و حركت دست را در حال كتابت خوب نداند از كتابت و خوشنویسی بهره ای ندارد.

میرعلی هروی استاد زبردست خط نستعلیق قرن دهم درباره ی تحصیل هنر خط سروده است :

چند در وادی خط می كنی ای دل تك و پو       بشنو این نكته زمن باز نشین فارغ بال

پنج چیز است كه تا جمع نگردد با هم           هست خطاط شدن نزد خرد امر مُحال

قوت دست و وقوفی ز خط و دقت طبع طاقت محنت و اسباب كتابت به كمال

گر از این پنج یكی راست قصوری حاصل         ندهد فایده گر سعی نمایی صد سال

 

راه صحیح نگاشتن حروف و تمرین و مشق آنها این است كه ابتدا به استحكام مفردات ساده حروف بپردازد تا هر حرفی را در حال انفراد صحیح فرا گیرد. پس از آن شروع كند به استواری مركبات و به ترتیب: اول مركبات دو حرفی را مشق كند و بعد به سه حرفی و پنج حرفی اشتغال ورزد و در تقلید و شبیه نویسی مفرد و مركب تكیه و اعتماد او بر خطوط استادان كامل و عارفان به اوضاع و رسوم خط باشد، آن استادانی كه خود از برجستگان استاد فرا گرفته اند و در اثر كثرت مشق و استمرار خوشنویسی ملكه ی آنان شده است. زیرا هر صنعتی به دوام و ممارست رو به كمال می رود و نیكو می گردد. ممكن است در رساله ها و دفترها راه و روش تعلیم نوشته شده باشد اما آنها به تنهایی برای مبتدی بسنده و دریافت و تطبیق آن آسان نیست كه بتوان به اصطلاحات و اشارات راجع به حر كات دست و قلم و ریزه كاریها و رموز كتابت پی ببرد، لذا از مراجعه به استادان فن بی نیاز نخواهد بود.

از آداب و صفحات خوشنویسی و كتابت است كه در هیچ مرحله ای از مراحل فضل و هنر و در هیچ مرتبه از استادی، خود را منتهی نداند و غافل و فریفته نشود و پیوسته این سخن را نقش لوح دل سازد (الاعجاب یمنع الازدیاد) و (العجب یوجب العثار) كه خود پسندی جلو ترقی را می گیرد و موجب لغزش می شود؛ و همواره در صدد كسب مرتبه ی بالاتر و رسیدن به مرتبه كمال باشد؛ هر چند كه مرتبه ی كمال بسی والا است و آن را حد و نهایتی نیست و بلكه كمال در دنیا وجود ندارد. لكن طالب كمال شدن، خود كمال و از خواهشهای پسندیده انسانی است. از بزرگمهر پرسیدند همه چیز دانی؟ گفت همه چیز را همگان دانند و همگان از مادر نزاده اند و گفته اند:

لكل دهر دولة و رجال    ولكل حال ادبار و اقبال

بابا شاه گوید: «كاتب می باید از صفات ذمیمه احتراز كند؛ زیرا صفات ذمیمه در نفس علامت بی اعتدالی است و حاشا كه از نفس بی اعتدال كاری برآید یا از آن نفس كاری آید كه در او اعتدال باشد. از كوزه همان برون تراود كه در اوست.»

در رساله ای خطی مسطور است كه حُسن خط به كثرت مشق و به ارشاد استاد و ترك معاصی موقوف است لان العلم فضل من الله و فضل من الله لا یعطی بالمعاصی .

استادان متقدم معثقد بوده اند كه خطی كه به مرتبه عالی تر و امتیاز كمال و دارای صفا وشأن باشد، بی صفای دل امكان ندارد و این كیفیت به یمن صفات حمیده كه عارض نفس انسانی شده، در خط نمودار می گردد.

سلطانعلی مشهدی فرماید:

ای كه خواهی كه خوشنویس شوی        خلق را مونس و انیس شوی

خطه ی خط مقام خود سازی       عالمی پر ز نام خود سازی

ترك آرام و خواب باید كرد              وین به عهد شباب باید كرد

سر به كاغذ چو خامه فرسودن     زین عمل روز و شب نیاسودن

ز آرزوهای خویش بگذشتن           وز ره حرص و آز برگشتن

تا بدانی جهاد اصغر چیست        بازگشتن به سوی اكبر چیست

آنچه با خود روا نمی داری           هیچكس را بدان نیازاری

دل میازار گفتمت زنهار               كز دل آزار حق بود بیزار

ورد خود كن قناعت و طاعت        بی طهارت مباش یك ساعت

همه وقت اجتناب واجب دان        از دروغ و ز غیبت و بهتان

از حسد دور باش و اهل حسد     كز حسد صد بلا رسد به جسد

حیله و مكر را شعار مكن           صفت ناخوش اختیار مكن

هركه از مكر و حیله و تلبیس                پاك گردید، گشت پاك نویس

داند آن كس كه آشنای دل است كه صفای خط از صفای دل است

خط نوشتن شعار پاكان است    هرزه گشتن نه كار پاكان است

بسیاری از كسان در فن خط و تعلیم آن تحمل رنج و مشقت و صرف دقت كرده اند و خطاط نشده اند و عده ای هم به اندك تعلیم و مشق بهره یافته اند و این امر بستگی به قابلیت و استعداد دارد كه استاد بصیر و مجرب این قابلیت را در نظر اول در شاگردان خود می نگرد و از كمال و آراستگی خَلقی و خُـلقی آنان حدود پیشرفت آنان را بررسی می كند و می سنجد و شاید مسأله ی وراثت خانوادگی نیز یكی از علل قابلیت باشد؛ ولی علل و اسباب نهانی در جهان آفرینش بی حد و شمار است و نمی توان آن را حد و حدود دانست . چه خوب گفته اند:

«دادِ حق را قابلیت شرط نیست   بلكه شرط قابلیت داد اوست »

«تا كه از مخزن توفیق عطایی نرسد       سعی سودی ندهد جهد بجایی نرسد»

«باید كه صد هزار قدح خون به سر كشد  تا در مذاق خلق گوارا شود كسی»

نوشته شده در تاريخ سه شنبه دوم فروردین 1390 توسط افشین زنگنه |
هانری ماتیس (H. Matisse) نخستین کسی بود که نام «کوبیسم» را به این سبک نقاشی اطلاق کرد و دلیل این نامگذاری این بود که چون نقاش سبک کوبیسم تصویر موردنظر خود را به صورت اشکال هندسی نمایش می دهد، معمولاً تصاویر مکعب شکل در نقاشی آنان دیده می شود و عبارت «کوبیسم» نیز مرکب از کلمه «کوب» (Cube) به معنای «مکعب» است. او اين اسم را از روي يكي از نقاشي هاي براك كه پر از مكعب بود برداشت.پیکاسو (Picasso) (۱۹۷۳ـ۱۸۸۱) از پیشگامان و مؤسس و بانی این سبک نقاشی بود. دورن (Derain) و براک (Braque) نیز از دنباله روهای او در این سبک نقاشی محسوب می شوند

كوبيسم

جنبش هنری که به سبب نوآوری در روش دیدن، انقلابی ترین و نافذ ترین جنبش هنری سده بیستم به حساب می آید. کوبیست ها با تدوین یک نظام عقلانی در هنر کوشیدند مفهوم نسبیت واقعیت، به هم بافتگی پدیده ها و تاثیر متقابل وجوه هستی را تحقق بخشند.. كوبيسم رويكردي مثبت به هنر مدرن است.
كوبيسم باعث به وجود آمدن سبك هاي هنري مانند:فوتوريسم،اورفيسم،ور� �� �ي سيسم وپوريسم شده است.
کوبیسم محصول نگرشی خردگرایانه بر جهان بود. به یک سخن، کوبیسم در برابر جریانی که رمانتیسم دلاکروا، گیرایی حسی در امپرسیونیسم را به هم مربوط می کرد، واکنش نشان داد و آگاهانه به سنت خردگرا و کلاسیک متمایل شد. پیشگامان کوبیسم مضمونهای تاریخی، روایی، احساسی و عاطفی را وانهادند و عمدتا طبیعت بیجان را موضوع کار قرار دادند. در این عرصه نیز با امتناع از برداشتهای عاطفی و شخصی درباره چیزها، صرفا به ترکیب صور هندسی و نمودارهای اشیا پرداختند. آنان بازنمایی جو و نور و جاذبه ی رنگ را – که دستاورد امپرسیونیستها بود – از نقاشی حذف کردند و حتی عملا به نوعی تکرنگی رسیدند. با کاربست شکلهای هندسی از خطهای موزون آهنگین چشم پوشیدند و انگیزشهای احساسی در موضوع یا تصویر را تابع هدف عقلانی خود کردند. شاید مهمترین دستاورد زیبایی شناختی کوبیستها آن بود که به مدد بر هم نهادن و درهم بافتن تراز ها(پلانها)ی پشتنما نوعی فضای تصویری جدید پدید آوردند. در این فضای کم عمق، بی آنکه شگردهای سه بعد نمایی به کار برده شود، حجم وجسمیت اشیا نشان داده شد
کوبیست ها – برخلاف هنرمندان پیشین – جهان مرئی را به طریقی بازنمایی نمی کردند که منظری از اشیا در زمان و مکانی خاص تجسم یابد. آنان به این نتیجه رسیده بودند که نه فقط باید چیزها را همه جانبه دید، بلکه باید پوسته ظاهر را شکافت و به درون نگریست. نمایش واقعیت چند وجهی یک شی مستلزم آن بود که از زوایای دید متعدد به طور همزمان به تصویر در آید، یعنی کل نمودهای ممکن شیء مجسم شود. ولی دستیابی به این کل عملا غیر ممکن بود. بنابراین بیشترین کاری که هنرمند کوبیست می توانست انجام دهد، القای بخشی از بی نهایت امکاناتی بود که در دید او آشکار می شد. روشی که او به کار می برد تجزیه صور اشیاء به سحطهای هندسی و ترکیب مجدد این سطوح در یک مجموعه به هم بافته بود. بدین سان، هنرمند کوبیست داعیه واقعگرایی داشت، که بیشتر نوعی واقعگرایی مفهومی بود تا واقعگرایی بصری

ويژگي نقا شي كوبيسم

نقاشی کوبیسم سبکی است که نقاش با خطوط هندسی تصویرسازی می کند و سایه ها را در کار خود محو می کند. در سبک کوبیسم سعی می شود تمام جنبه های قابل رؤیت و غیرقابل رؤیت یک پدیده و موضوع بطور همزمان در نقاشی نمایش داده شود. به همین دلیل نقاشی کوبیسم، انتزاعی و دور از واقعیت به نظر می رسد.
تقيسم بندي كوبيسم
کوبیسم را معمولا به سه دوره تقسیم می کنند: مرحله ی اول که آن را « پیشاکوبیسم» یا « کوبیسم نخستین» می نامند، با تجربه های مبتنی بر آثار متاخر سزان و مجسمه های آفریقایی و ایبریایی مشخص می شود این مرحله با تکمیل پرده «دوشیزگان آوینیون» اثر پیکاسو(اوایل 1907) به پایان می رسد. ساختار این پرده آغاز کوبیسم را بشارت می دهد؛ زیرا جابجایی و درهم بافتگی ترازها، تلفیق همزمان نیمرخ و تمامرخ و نوعی فضای دوبعدی را در آن می توان مشاهده کرد.


در دومین مرحله (1912-1910) که آن را "کوبیسم تحلیلی" می نامند، اصول زیبایی شناسی کوبیسم کامل تر شد. پیکاسو و براک به نوع مسطح تری از انتزاع صوری روی آوردند که در آن ساختمان کلی اهمیت داشت و اشیای بازنمایی شده تقریبا غیر قابل تشخیص بودند. آثار این دوره غالبا تکرنگ و در مایه های آبی، قهوه ای و خاکستری بودند. به تدریج اعداد و حروف بر تصویر افزوده شدند و سر انجام اسلوب تکه چسبانی یا کلاژ به میان آمد که تاکید بیشتر بر مادیت اشیا و رد شگردهای وهم آفرین در روشهای نقاشانه ی پیشین بود
در مرحله سوم(1912-1914) با عنوان "کوبیسم ترکیبی" آثاری منتج ازفرایند معکوس انتزاع به واقعیت پدید شدند.
تعريف پيكاسو از كوبيسم
: خيلي ها فكر مي كنند كوبيسم يك مرحله گذار است؛ آزمايشي كه قرار است نتايج نا آشكاري به همراه داشته باشد. اين طرز تلقي كساني است كه كوبيسم را نفهميده اند. كوبيسم نه يك بذر است و نه يك جنين، بلكه هنري است كه در وهله اول با اشكال سر وكار دارد و وقتي شكلي تحقق مي يابد،آن شكل در همان جا به زندگي خود ادامه مي دهد. اگر كوبيسم را مرحله گذار بدانيم بدون شك تنها چيزي كه از دل آن بيرون خواهد آمد شكل ديگري از حجم گري است. رياضيات،مثلثات، شيمي، روانكاوي، موسيقي وهرآنچه كه نيست و نبايد به كوبيسم، ربط داده شد تا تفسير ساده تري از آن به دست دهند. اينها همه - اگر نگوييم مزخرفند- فقط نظريه هايي شخصي هستند كه به خاطر به اشتباه انداختن مردم با اين تفاسير گوناگونشان نتايج مخربي هم به همراه مي آوردند. كوبيسم خود را در چارچوب و محدوديت هاي نقاشي حفظ كرده است و هرگز تظاهر نكرده كه به فراسوي آن رفته است.
دوران آبي و صورتي پيكا سو
پیکاسو در فوریه سال 1900، نخستین نمایشگاه خود را شامل طرح و رسم های دوستانش، برپا کرد و در اکتبر همان سال، به همراه یکی از دوستانش برای نخستین بار به پاریس رفت و در آنجا، از طریق لگا، سزان، وان گوگ و......با آخرین پیشرفتهای صنایع هنری آشنا شد. از آثاری که در نتیجه ی این سفر خلق کرده بود، رقاصه غمگین و آسیاب گالت را می توان نام برد. دو سال پس از این سفر، یعنی در سال 1901، پیکاسو به همراه یکی از دوستانش نشریه ای به نام نشریه هنر جوان را منتشر می کند. این سال را آغاز دوره ی آبی زندگانی پیکاسو نام گذاری کرده اند. دورانی که شیوه کار وی تغییر کرد و آبی رنگ حاکم بر آثارش شده بود
در این دوره فقیران و ناتوانان موضوعات نقاشی او را تشکیل می دادند. البته ، خود او هم به اندازه ی تهیدستان پرده های نقاشی اش فقیر و بی چیز بود. در ماه آوریل سال 1904، پیکاسو برای همیشه بارسلون را ترک کرد و در پاریس اقامت گزید. در پاییز همان سال با فرناندو اولیویه آشنا می شود و تا 1911 با او زندگی می کند. در این دوران رنگ صورتی بر نقاشی های وی حاکم می شود و این دوره از زندگی او را دوره صورتی نامیدند.

موضوع نقاشی هایش نیز تغییر کرده و به سراغ دلقک ها، آکروبات ها و مقلدان می رفته. پس از خلق تابلو دوشیزگان آوین یون، پیکاسومتوجه عناصر اصلی قرار دادی در طرح مضامین شد و این نقطه ی آغاز سبک کوبیسم بود. پیکاسو با الهام از کارهای سزان، طبیعت بی جان را به تصویر کشید و در تابلوهایش متوجه اشکال هندسی شد. در سال 1909 بود که وی نخستین منظره کوبیسم را خلق کرد. تابلو سر یک زن نمونه ای از این دوران بوده است.
كبوتر صلح

سال ۱۹۵۰ دوباره پيکاسو برای کنگره بعدی فعالان صلح کبوتری را به تصوير در‌آورد که به گفته سوکر به نحوی غريب کم‌پر و پيکر به نظر می‌رسد. و دو سال بعد باز هم برای همان کنگره ما کبوتری را می‌بينيم که اين بار به نحوی آشکار سنگين شده و پيام صلح بر لب به سختی در حال پرکشيدن است
اوج اين نوع رويکرد و تعامل ابهام‌آلود و پررمز و راز با حزب کمونيست را پيکاسو در تصويری که از استالين می‌کشد به نمايش‌ می‌گذارد. استالين که فوت کرد قرار شد پيکاسو به تقاضای حزب تصويری از او بکشد که وی را در هيبت رهبر همه کمونيست‌های جهان نشان دهد. آنچه که پيکاسو کشيد اما نه شباهت چندانی به استالين داشت و نه نشانه‌ای از کاريزما و هيبت و اقتدار در وجناتش هويدا بود
سوکر ( به درستی) اين تصوير را بسيار عادی و عاری از هر گونه تشخص و ويژگی می‌داند. و همين عادی‌بودن تصوير استالين در نقاشی "هنرمند بزرگ حزب" طبيعی بود که سخت بر رهبران وقت حزب کمونيست فرانسه گران آيد. از این پس بود که آثار پیکاسو را در شوروی نیز به عنوان "آثاری منحط" انگ زدند!

گرنيكا

تابلوی مشهور گرنیکا اثر جاودانه پابلو پیکاسو با فاجعه بمباران شهرکی به همین نام در اسپانیا ارتباط دارد،با این حال هیچ صحنه ای از واقعه در آن بازنمایی نشده است.نوعی شبکه بندی کوبیست در ساختمان تصویر به چشم می خورد.ر مرکز ترکیب بندی اسبی شکم دریده را می توان دید که در حفره دهانش علامت شیهه درد مجسم شده و در سمت چپ گاو بی حرکت همچون فاتحی مغرور ایستاده است و نشانه های بیم و هراس و مرگ در همه جا پراکنده است.زنی پریشان و بیمناک همچون پژواک فریادی از بالا به درون می آید و با چراغی که در دست دارد صحنه را روشن می کند.

اشعه‌ي ايكس شاهكار تازه‌ي پيكاسو را عيان كرد
همزمان با برپايي نمايشگاه "پيكاسو و هنر آمريكا" آثار پنهان پابلو پيكاسو عرضه شدند.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در اين نمايشگاه باعنوان "پيكاسويي پنهان" كه در مركز آموزشي كورت برگزار شده، يك اثر نقاشي پيكاسو با عنوان "خيابان مونت‌مارتر" به‌نمايش درآمد.
سانفرانسيسكو كرونيكل در اين باره نوشته است كه گويا در جريان، عملياتي كه به‌منظور نگهداري اين اثر انجام شده، اشعه‌ي X يك تصوير ديگر زير سطح اين نقاشي آشكار كرده است.
اين نقاشي تصوير يك كلوپ شبانه، در پاريس را نشان مي‌دهد كه شباهت بسيار زيادي به اثر ديگري از پيكاسو به‌نام "لومولين دولا گلي" دارد.

کوبیسم یا مکعب گرایی در معماری مصداق بیشتری دارد تا درنقاشی زیرا معماری یک روایت سه بعدی از سوژه ارایه میکند در حالی که نقاشی هنری دو بعدی است.از میان پیشگامان معماری مدرن بیشتر از همه لکوربوزیه به کوبیسم توجه نشان میداد.او در جایی مینویسد که همه چیز کره و استوانه است.
لکوربوزیه این دیدگاه کوبیستی را در معماری و نقاشی به کار گرفت و به تجزیه اجسام به احجام ساده هندسی پرداخت
از دیگر معماران اوائل مدرن که توجه ویژه به کوبیسم نشان داد میس واندروهه بود او به گفته خود به شکستن فضا ها و دوباره ساختن آنها با مکعب های ساده شفافش پرداخت و در ارائه ترکیب درست آنها کوشید
والتر گروپیوس نیز در ساختمان مدرسه باهاوس در دساو ترکیبی از مکعبها را ارائه داد که هر کدام به سبب عملکردی خاص شکل گرفته بود.
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه هفتم بهمن 1389 توسط افشین زنگنه |

5صبح: دیدن رویای شاهزاده سوار بر اسب در خواب…..

۶ صبح: در اثر شکست عشقی که در خواب از طرف شاهزاده می خوره از خواب می پره .

7صبح: شروع می کنه به آماده شدن . آخه ساعت 12 ظهر کلاس داره!!!!!!!!

8 صبح: پس از خوردن صبحانه مفصل (علی رغم 18 کیلو اضافه وزن) شروع می کنه به جمع آوری وسایل مورد نیاز: جوراب و مانتو و کیف و لوازم آرایش و لوازم آرایش و لوازم آرایش و لوازم آرایش و…

9صبح: آغاز عملیات حساس زیر سازی بر روی صورت (جهت آرایش)

10 صبح: عملیات زیرسازی و صافکاری و نقاشی همچنان با جدیت ادامه دارد .

11 صبح: عملیات آرایش و نقاشی و لنز کاری و فیشیل و فوشول با موفقیت به پایان می رسد و پس از اینکه دختر خودش رو به مدت نیم ساعت از زوایای مختلف در آیینه بررسی کرد و مامان جون 19 تا عکس از زوایای مختلف ازش گرفت، به امید خدا به سمت دانشگاه میره .

12 ظهر: کلاس شروع شده و دختره وارد کلاس میشه تا یه جای خوب برا خودش بگیره . ( جای خوب تعابیر مختلفی داره . مثلا صندلی بغل دستی پولدارترین پسر دانشگاه - صندلی فیس تو فیس با استاد: در صورتی که استاد کم سن و سال و مجرد باشد و … )

1 ظهر: وسط کلاس موبایل دختر می زنگه و دختر با عجله از کلاس خارج میشه تا جواب منیژه جون رو بده. و منیژه جون بعد از 1.5 ساعت که قضیه خاستگاری دیشبش رو + قضیه شکست عشقی دوست مشترکشون رو براش تعریف کرد گوشی رو قطع می کنه. اما دیگه کلاس تموم شده .

2 ظهر: کلاس تموم شده و دختر مجبوره از یکی از پسرای کلاس جزوه بگیره. توجه داشته باشین دختر نباید از دخترا جزوه بگیره. آخه جزوه دخترا کامل نیست!!!!!!!!!!!

3 ظهر: دختر همچنان در جستجوی کس مناسب جهت دریافت جزوه!!!!!

4عصر: دختر نا امید در حرکت به سمت خانه.

5 عصر: یکدفعه ماشین همون پسر پولداره که جزوه هاشم خیلی کامله جلوی پای دختره ترمز می کنه و ازش می خواد که برسونتش.

6 عصر: دختر به همراه شاهزاده رویاهاش در کافی شاپ گل زنبق!!! میز دوم. به صرف سیرابی گلاسه.

7 عصر: دختر دیگه باید بره خونه و پسر تا دم خونه می رسونتش.

8 غروب: دختر در حال پیاده شدن از ماشین اون پسره: راستی ببخشید جزوه تون کامله؟؟؟ امروز انقدر از عشق سخن گفتی مجالی برای تبادل جزوه نموند. و جزوه رو از پسر می گیره.

9 شب: دختر در حال چیدن میز شام در خانه سه تا ظرف چینی گل سرخی جهیزیه مامانش رو میشکونه (از عواقب عاشقی)

10شب: دختر در حال تفکر به اینکه ماه عسل با اون پسره کجا برن ؟؟!!؟!؟!؟!؟!

2شب: دختر داره خواب میبینه رفته ماه عسل.

5 صبح: دختره بیدار میشه و میبینه اون پسره sms داده که: برای نامزدم کلی از تو تعریف کردم. خیلی دوست داره امروز با من بیاد دانشگاه ببینتت!!! و امروز دختر باید کمی زودتر به دانشگاه برود. شاید جای مناسب تری در کلاس نصیبش شد!!!!!!!!!!!!!

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه هفتم بهمن 1389 توسط افشین زنگنه |

آبراهام لینکلن:
همه کس می توانند بدبختی را تحمل کنند، اگر می خواهید اخلاق کسی را امتحان کنید به او قدرت بدهید.
-.-.-.-.-.-.-. جملات بزرگان -.-.-.-.-.-.-.
آلفرد دوموسه:

آدمی شاگردی است که درد و اندوه او را تعلیم می دهد و هیچکس بدون احساس این معلم قادر به شناسایی خود نیست.
-.-.-.-.-.-.-. جملات بزرگان -.-.-.-.-.-.-.
آناتول فرانس:
هیچ عیب ندارد که شما فهیم و فیلسوف باشید، ولی اگر هستید طوری رفتار کنید که کسانی که با شما حرفی میزنند شما را به سادگی خودشان تصور کنند.

-.-.-.-.-.-.-. جملات بزرگان -.-.-.-.-.-.-.

آناتول فرانس:
هرگز با احساساتی که از اولین برخورد نسبت به کسی پیدا می کنید نسنجیده اعتماد نکنید.

-.-.-.-.-.-.-. جملات بزرگان -.-.-.-.-.-.-.

آناتول فرانس:

خنده بهترین اسلحه جنگ با زندگی است.

-.-.-.-.-.-.-. جملات بزرگان -.-.-.-.-.-.-.

آنتوان چخوف:
انسان همان است که خود باور می کند.
-.-.-.-.-.-.-. جملات بزرگان -.-.-.-.-.-.-.
آنده ژید:
هرکس باید راه زندگی خودش را پیدا کند و از آن راه برود، نه از راه زندگی دیگری.
-.-.-.-.-.-.-. جملات بزرگان -.-.-.-.-.-.-.
ابن سینا:
هرچه را شنیدی مادام که دلیلی بر خلاف آن نداری ممکن بدان.
-.-.-.-.-.-.-. جملات بزرگان -.-.-.-.-.-.-.
ابوالفضل بیهقی:
مردان بزرگ نام بدان گرفتند که چون بر دشمن دست می یافتند، نیکویی می کردند و از او درمی گذشتند.
-.-.-.-.-.-.-. جملات بزرگان -.-.-.-.-.-.-.
ادوارد گیبن:
بادها و امواج سهمگین پیوسته طرف قابلترین ملاحان هستند.
-.-.-.-.-.-.-. جملات بزرگان -.-.-.-.-.-.-.
استاندال:
در تنهایی و عزلت هرچیزی را می توان کسب کرد به استثنای شخصیت.
-.-.-.-.-.-.-. جملات بزرگان -.-.-.-.-.-.-.
اسپینوزا:
فقط تا حدی به لذت و تفریح بپرداز که برای حفظ تندرستی ات لازم باشد.
-.-.-.-.-.-.-. جملات بزرگان -.-.-.-.-.-.-.
اسکار وایلد:
همیشه دشمنان خود را ببخش چیزی بیش از این آنها را ناراحت نمی کند.

-.-.-.-.-.-.-. جملات بزرگان -.-.-.-.-.-.-.
امرسون:
اعتماد به نفس اولین راز کامیابی است.

-.-.-.-.-.-.-. جملات بزرگان -.-.-.-.-.-.-.

امیل زولا:
تا به حال بیشتر کسانی موفق شده اند که کمتر تعریف شنیده اند.

 

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و نهم دی 1389 توسط افشین زنگنه |

اون کسی رو که دوست داری هر چند وقت یکبار بهش یاد آوری کن ، تا فراموش نکنه قلبت براش می تپه ، و این یک یاد آوریست . (شکسپیر)

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دل که رنجید از کسی ، خرسند کردن مشکل است ، شیشه بشکسته را پیوند کردن مشکل است ، کوه را با آن بزرگی می توان هموار کرد ، حرف ناهموار را هموار کردن مشکل است .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

گناهی که پشیمانی بیاورد بهتر از عبادتی است که غرور بیاورد…

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * ،

همیشه نگاهی را باور کن که وقتی از آن دور شدی در انتظار بماند.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

غیرممکن کلمه ای است که فقط در فرهنگ لغت انسانهای احمق یافت می شود.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

یکی از راههایی که می توان فهمید خدا ما را به حال خود وا گذاشته یا نه این است که دیگر توانایی عبادت برای او را از دست می دهیم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

اس ام اس فلسفی عاشق بهترین ها نباش… بهترین باش… تا بهترین ها عاشق تو باشند

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

انچه پدید اید نا پدید خواهد شد . خود پشت و پناه خود باش

بودا

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

اس ام اسبه جای اندیشه های خود جوش ذهن ادمی از اندیشه های سنجیده باید اثر گرفت. که اولی اثر منفی دارد و دومی اثر مثبت و تو را به نتیجه مطلوبت نزدیک میکند.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

فیبوسه ابتکاریست از طبیعت ، برای زمانیکه احساس در کلام نمی گنجد . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

انسان توانا وقتی کاری را شروع می کند، دو راه بیشتر برایش وجود ندارد: یا مرگ یا پیروزی

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

از همه چیز گذشتن و به همه چیز رسیدن مهم نیست . مهم از چه گذشتن و به چه رسیدن است

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

آفتاب را گر بنظاره بنشینی سایه نتوانی دید!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

کسی مانده است که خواهد آمد باور کن ، کسی که امکان آمدن را نگه می دارد.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

زندگی داشتن دوست داشتنیها نیست

زندگی دوست داشتن داشتنی هاست

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

اس امدنیا همه هیچ، کار دنیا همه هیچ، ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ
دانی که ز آدمی چه ماند به جهان، عشق است و محبت است و باقی همه هیچ

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

عمری که اجل در پی آن می تازد ، هر کس غم دنیا بخورد می بازد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

هیچ وقت از مشکلات زندگی ناراحت نشو، کارگردان همیشه سخت ترین نقش ها را به بهترین بازیگر می دهد.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دریا باشی یا گودالی کوچک از اب… فرقی نمیکند!!

زلال که باشی اسمان در تو پیدا می شود…

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

زندگی بافتن یک قالیست نه همان نقش ونگاری که خودت میخواهی نقشه را اوست که تعیین کرده تو در این بین فقط میبافی نقشه را خوب ببین نکند اخر کار قالی زندگیت را نخرند

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

پیروزی یعنی … توانایی رفتن از یک شکست ، به شکستی دیگر … بدون از دست دادن اشتیاق ….!!!!!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

برای اثبات خود در صدد نفی دیگری مباش

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

اشعه ی خورشید تا متمرکز نشود، قادر به سوزاندن نیست..

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

اگر تغییر نکنید نابود می شوید… (اسپنسر جانسون)

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

بسان رود که در نشیب دره سر به سنگ می کوبد رونده باش
امید هیچ معجزی ز مرده نیست زنده باش

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
پشت تمام مصیبت های جهان برکاتی نهفته است که بعلت دید محدود ما نمی توانیم آنها رو ببینیم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

خودت را وقف دوست داشتن دیگران کن!

خودت را وقف آفریدن چیزی کن که به تو معنا و هدف بدهد!!!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

مردم هرگز خوشبختی خود را نمیشناسند

اما خوشبختی دیگران همیشه در جلو دیدگان آنهاست . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

رحمت خداوند ممکن است تاخیر داشته باشد ، اما حتمی است . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

کسی که از هیچ کس خوشش نمی آید،بدبخت تر از کسی است که هیچ کس دوستش ندارد.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

خدا روزی ده پرندگان است،اما روزی آنها را به داخل لانه نمی ریزد.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

اگرسازنده ی قفس معنای پرواز را می دا نست،از کارش دست می کشید.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

اگر تنها ترین تنها شوم، باز هم خدا هست، او جا نشین تمام نداشتنی هاست.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

مبارزه هرقدر صعب،صعود را ادامه بده،شاید قله تنها در یک قدمی تو باشد.

و بدان آنان که آفتاب را به زندگی دیگران ارزا نی می دارند، نمی توا نند خود از آن بی بهره باشند.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

به آرامش رسیدن، نه با فراموش کردن زندگی بدست می آید و نه با غرق کردن خود در زندگی.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و نهم دی 1389 توسط افشین زنگنه |

از هنگامی که خداوند مشغول خلق زن بود، شش روز می گذشت.

فرشته ای ظاهر شد و عرض کرد : چرا این همه وقت صرف این یکی می فرمایید؟

خداوند پاسخ داد : دستور کار او را دیده ای ؟

او باید کاملا” قابل شستشو باشد، اما پلاستیکی نباشد.

باید دویست قطعه متحرک داشته باشد، که همگی قابل جایگزینی باشند.

باید بتواند با خوردن قهوه تلخ بدون شکر و غذای شب مانده کار کند.

باید دامنی داشته باشد که همزمان دو بچه را در خودش جا دهد و وقتی از جایش بلند شد ناپدید شود.

بوسه ای داشته باشد که بتواند همه دردها را، از زانوی خراشیده گرفته تا قلب شکسته، درمان کند.

و شش جفت دست داشته باشد.

فرشته از شنیدن این همه مبهوت شد.

گفت : شش جفت دست ؟ امکان ندارد ؟

خداوند پاسخ داد : فقط دست ها نیستند. مادرها باید سه جفت چشم هم داشته باشند.

-این ترتیب، این می شود یک الگوی متعارف برای آنها.

خداوند سری تکان داد و فرمود : بله.

یک جفت برای وقتی که از بچه هایش می پرسد که چه کار می کنید

از پشت در بسته هم بتواند ببیندشان.

یک جفت باید پشت سرش داشته باشد که آنچه را لازم است بفهمد !!

و جفت سوم همین جا روی صورتش است که وقتی به بچه خطاکارش نگاه کند،

بتواند بدون کلام به او بگوید او را می فهمد و دوستش دارد.

فرشته سعی کرد جلوی خدا را بگیرد.

این همه کار برای یک روز خیلی زیاد است. باشد فردا تمامش بفرمایید .

خداوند فرمود : نمی شود !!

چیزی نمانده تا کار خلق این مخلوقی را که این همه به من نزدیک است، تمام کنم.

از این پس می تواند هنگام بیماری، خودش را درمان کند،

یک خانواده را با یک قرص نان سیر کند و یک بچه پنج سال را وادار کند دوش بگیرد.

فرشته نزدیک شد و به زن دست زد.

اما ای خداوند، او را خیلی نرم آفریدی .

بله نرم است، اما او را سخت هم آفریده ام.

تصورش را هم نمی توانی بکنی که تا چه حد می تواند تحمل کند و زحمت بکشد .

فرشته پرسید : فکر هم می تواند بکند ؟

خداوند پاسخ داد : نه تنها فکر می کند، بلکه قوه استدلال و مذاکره هم دارد .

آن گاه فرشته متوجه چیزی شد و به گونه زن دست زد.

ای وای، مثل اینکه این نمونه نشتی دارد. به شما گفتم که در این یکی زیادی مواد مصرف کرده اید.

خداوند مخالفت کرد : آن که نشتی نیست، اشک است.

فرشته پرسید : اشک دیگر چیست ؟

خداوند گفت : اشک وسیله ای است برای ابراز شادی، اندوه، درد، نا امیدی، تنهایی، سوگ و غرورش.

فرشته متاثر شد.

شما نابغه‌اید ای خداوند، شما فکر همه چیز را کرده اید، چون زن ها واقعا” حیرت انگیزند.

زن ها قدرتی دارند که مردان را متحیر می کنند.

همواره بچه ها را به دندان می کشند.

سختی ها را بهتر تحمل می کنند.

بار زندگی را به دوش می کشند،

ولی شادی، عشق و لذت به فضای خانه می پراکنند.

وقتی می خواهند جیغ بزنند، با لبخند می زنند.

وقتی می خواهند گریه کنند، آواز می خوانند.

وقتی خوشحالند گریه می کنند.

و وقتی عصبانی اند می خندند.

برای آنچه باور دارند می جنگند.

در مقابل بی عدالتی می ایستند.

وقتی مطمئن اند راه حل دیگری وجود دارد، نه نمی پذیرند.

بدون کفش نو سر می کنند، که بچه هایشان کفش نو داشته باشند.

برای همراهی یک دوست مضطرب، با او به دکتر می روند.

بدون قید و شرط دوست می دارند.

وقتی بچه هایشان به موفقیتی دست پیدا می کنند گریه می کنند

و و قتی دوستانشان پاداش می گیرند، می خندند.

در مرگ یک دوست، دل شان می شکند.

در از دست دادن یکی از اعضای خانواده اندوهگین می شوند،

با اینحال وقتی می بینند همه از پا افتاده اند، قوی، پابرجا می مانند.

آنها می رانند، می پرند، راه می روند، می دوند که نشانتان بدهند چه قدر برایشان مهم هستید.

قلب زن است که جهان را به چرخش در می آورد

زن ها در هر اندازه و رنگ و شکلی موجودند می دانند که بغل کردن

و بوسیدن می تواند هر دل شکسته ای را التیام بخشد

کار زن ها بیش از بچه به دنیا آوردن است،

آنها شادی و امید به ارمغان می آورند. آنها شفقت و فکر نو می بخشند

زن ها چیزهای زیادی برای گفتن و برای بخشیدن دارند

خداوند گفت : این مخلوق عظیم فقط یک عیب دارد

فرشته پرسید : چه عیبی ؟

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و هشتم دی 1389 توسط افشین زنگنه |



فقط در سریال های ایرانیه که آدم خوباش فقیرند و پر از اعتقاد و آدم بداش پولدارند و دزدند و به هیچ وجه آدم ها نمی تونند هر دو خصلت را داشته باشند

فقط یک خواننده زن ایرانی، این نبوغ رو داره که با لباس شب بتونه تو کوه و کمر آواز بخونه

فقط یک پسر ایرانیه که بعد از ازدواجش تازه بیاد دوران شیرخوارگیش میوفته و به مادرش وابسته میشه

فقط یک فروشنده ایرانیه که اگه وارد فروشگاه بشی و مثلا یک پیراهن را ازش بخوای بیاره تا پرو کنی میگه "اگه میخری بیارمش"

فقط در ایرانه که بعد از یک تصادف ساده ممکنه قتل اتفاق بیوفته

فقط خانمهای ایرانی هستند که دچار عارضه پوستی هستند و رنگ پوست صورت با گردنشون 6 درجه فرق میکنه

فقط در ایرانه که داشتن زن با 7،8 تا دوست دختر امری اجتناب ناپذیره

فقط در عروسی ایرانیه که تعداد بچه ها از تمام میهمان ها و خدمه بیشتره

فقط یک مرد ایرانیه که مامانش رو بیشتر از زنش دوست داره

فقط در رستوران ایرانیه که تو بجای معاشرت با کسایی که باهاشون اومدی، بر و بر میز روبروت رو نگاه میکنی

فقط یک خانم ایرانیه که توی /س/و/پ/ر/ مارکت، سلمونی، مهمونی، صف مرغ و تخم مرغ، کفش پاشنه 25 سانتی میپوشه

فقط در ایرانه که توی مهمونی، آدمها بجای معاشرت کردن و شاد بودن فقط به دنبال ایراد گرفتن و سوژه کردن هستند!

فقط در ایرانه که تا یه مهمون خارجی میاد سریع دور و برش جمع می شن و می پرسن اجاره خونه اون ور آب چقدره؟

فقط یک پدر بیچاره ایرانیه که مجبوره خرج بچه هاشو تا زنده است بده بعد هم بگن بیچاره سنی نداشت سکته کرد!

فقط در ایرانه که ابروی دختراش 6 خط بالاتره

فقط در ایران بعد از طلاق، زنه فاسد بوده و مرده دیوانه!

فقط یه دختر ایرانی این استعداد رو داره که توی گرمای تابستون چکمه بپوشه و توی سرمای زمستون صندل

فقط یک ایرانیه که توی رستوران بعد از خوردن غذاش درخواست ظرف یکبار مصرف میده تا 2 لقمه باقیمونده غذاشو ببره خونه چون فکر میکنه پولداده

فقط یک ایرانیه که تو رستوران سالاد را شخم میزنه و قبل از اینکه غذا رو براش بیارن سیر میشه

فقط یک پدر و مادر ایرانی هستند که چه بچشون 4 سال داشته باشه چه 40 بازم این اجازه را دارن که حتی به آب خوردن بچشون نظارت کامل داشته باشن

فقط ایرانی ها هستند که معتقدن که هنر، فقط و فقط نزد خودشونه

فقط ایرانی ها هستند که در فرودگاه ها یه 40/50 کیلو اضافه بار دارن

فقط یک خانم ایرانی میتونه که در یک استخر هتل 5 ستاره با گن و لباس زیر بیاد تو آب چون فکر میکنه هر گردی گردوست

فقط ایرانیها هستند که باز هم در رستوران همون هتل دوربین بدست از غذا و همه توریستهای دیگه در حال خوردن غذا بدون اجازه فیلم میگیره تا به همه بگه من کجا بودم

فقط در اداره های دولتی ایرانه که هیچ وقت حق با مشتری نیست و هر یک از کارکنان خود مدیر کل آن اداره هستند و در ضمن به نشانه خاکی بودن کفشهاشونو زیر میز پارک میکنند و با دمپایی در اداره ميچرخه.

فقط در اداره های دولتی ایرانه که امکان داره پرونده های شما گم بشه.

فقط در ایرانه که پسر به پسر تیکه میندازه تا پیش دوست دخترش کلاس بزاره!

فقط یک ایرانی هست که پیش از یاد گرفتن کامپیوتر، می تونه فیلتر رو دور بزنه
 

نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و هفتم دی 1389 توسط افشین زنگنه |

1-حدودا" يك قرن قبل قند از كشور بلژيك به ايران صادر مي شد.  به دليل مسائلي كه ميان روحانيون و يكي از اتباع بلژيك پيش آمده بود فتواي حرام بودن قند صادر شده بود و كسي قند نمي خورد. يكي ازتجار كه قندهايش روي دستش مانده بود به سراغ يكي از مراجع رفت و با تقديم خمس و زكات مشكل را براي وي مطرح كرد. بعد از آن بر فتواي قبلي تبصره اي صادر شد كه حرام بودن قند وقتي است كه مستقيما" در دهان گذاشته شود ، اگر قند را پيش از  گذاشتن در دهان در چاي بزنيد حلال مي شود...  هنوز هم بسياري از افراد مسن بدون آنكه دليل آن را بدانند ،قبل از آنكه قند را در دهان بگذارند آن  را در استكان چاي  فرو مي برند
 
 2-در دهه 40 خورشيدي نوشابه هاي  پپسي كولا وارد بازار ايران شد و  شايعاتي مبني بر بهايي بودن مالك  شركت توزيع كننده اين نوشابه ها بر  سر زبان ها افتاد و فتوايي مبني بر حرام بودن خوردن پپسي كولا صادر شد. شركت توزيع كننده كه نمي خواست بازار را از دست بدهد خمس و زكات متعلقه را دو دستي تقديم يكي از مراجع كرد تا تبصره اي  بر اين فتوا نوشته شود كه خوردن نوشابه هاي پپسي با شيشه حرام است اگر در ليوان ريخته شود حلال ميگردد… 
 
 3-در دهه 50 خورشيدي ماشين هاي لباس شويي وارد بازار ايران شد. خانواده هاي ايراني كه به احكام ديني پايبندي زيادي داشتند حاضربه خريداري اين محصول نبودند چون به اعتقاد آنها آب موجود در محفظه اين ماشين كمتر از حد شرعي آب كر (سه وجب طول ،در سه وجب عرض ، در سه وجب ارتفاع) است و نجاست لباس ها را از بين نمي برد . اينبار تاجر مذكور خودش پيش قدم شد و با تقديم خمس و زكات توانست فتوايي  بر كر بودن آب لوله كشي شهر كه به دستگاه لباسشويي مي ريزد بدست بياورد...

  

 *مدت ها است كه فتوا هاي مراجع اثر خود را از دست داده اند و درعوض نهادهاي دولتي فتوا هاي موثر صادر مي كنند .
 
 4-چند سال قبل تير آهن هاي چيني وارد گمرك هاي ايران شدند و اداره استاندارد فتوا داد كه اين تير آهن ها غير مقاوم هستند و نبايد وارد بازار شوند .همين امر باعث گراني بي سابقه آهن در بازار كشور شد. تاجري كه از چين آهن وارد كرده بود به سراغ رئيس محترم استاندارد رفت و مانند اسلاف خود وجهي را در قالب خمس و زكات (يا چيز ديگري شبيه به باج) به ايشان تقديم كرد و به فاصله چند ماه مشكل تيرآهن هاي مانده درگمرك حل شد و روانه بازار شدند.
 
 5-مدتي قبل شركتي به نام تجاري "محسن" برنج هاي هندي را در بسته بندي هايي با برند خود وارد بازار كرد و با تبليغات گسترده توانست بازار كشور حتي استان هاي گيلان و مازندران كه در آنها برنج كشت مي شود را تسخير كند. اين برنج ها قدري مشكوك بودند چون در هر دمايي كه پخته مي شدند بازهم به هم نمي چسبيدند .با توجه به وجود نشاسته درون برنج چنين چيزي قدري عجيب به نظر مي رسيد. يك نفر بيكاردر مركز تحقيقات برنج  براي پي بردن به راز اين برنج ها آنها را در يكي از آزمايشگاه هاي وابسته به مركز استاندارد آزمايش كرد و در آن مواد سمي خطرناك مانند آرسنيك و سرب مشاهده كرد. اين خبر رسانه اي شد و تبليغات براي اين برنج ممنوع شد و عده اي  تقاضاي جمع آوري اين برنج از بازار را داشتند. مالك برند محسن مقدار متنابهي خمس و زكات (يا هر اسم ديگري كه شما روي آن مي گذاريد ) را تقديم رئيس سازمان استاندارد كرد تا او نه تنها شخص بيكاري كه اين برنج ها را آزمايش كرده بود توبيخ كند بلكه قهرمانانه از سلامت اين برنج ها دفاع كند. حتي خود هندي ها هم اعلام كردند كه برنج هاي صادراتي شان آلوده است اما  رئيس محترم استاندارد كه مي خواست وجه دريافتي اش حلال باشد هندي ها را ديوانه هاي متوهم دانست و خوردن برنج هاي هندي  را بدون اشكال اعلام كرد. (البته اگر همسر خود ايشان از اين برنج ها خريداري كند احتمالا" بادريافت طلاق راهي منزل پدر شان خواهد شد)  البته مالك برنج محسن راه و رسم خمس و زكات دادن را به نيكي مي داند و نه تنها برنج هاي آن از بازار جمع نشد كه توانست با تقديم مقداري از اين خمس و زكات به رئيس سازمان صداو سيما دستور العمل قبلي ايشان مبني بر ممنوعيت تبليغ برنج خارجي در راديو و تلويزيون ( كه در حالت جو گيري ايشان صادر شده بود) را ملغي كند و اكنون تبليغات اين برنج به صورت گسترده تر ازسابق از راديو و تلويزيون  پخش    مي شود.
 ………..و اين داستان پرداخت به موقع خمس و زكات ادامه دارد

نوشته شده در تاريخ یکشنبه نوزدهم دی 1389 توسط افشین زنگنه |

نوشته شده در تاريخ جمعه هفدهم دی 1389 توسط افشین زنگنه |

اصطلاحی در تذهیب و نقاشی ایرانی . تشعیر در لغت به معانی «موی بر آوردن بچه در شکم » و نیز «موی را داخل مَوزه کردن » و «آستر کردن موزه به موی » آمده است (شاد؛ نفیسی ، ذیل واژه ) و در اصطلاح ، نقوشی از یک یا دو رنگ است که در حاشیه و سرفصلهای برخی کتب و در و دیوار و پرده ها و فضاهای موجود در مجلس سازیها و پرده های نقاشی ایرانی کشیده می شود و در جلدسازی و قلمدان سازی و قلم زنی بر روی فلز و نیز خطاطی دیده شده است . تشعیر از شَعْر (مو) گرفته شده است و به نقوش بسیار ریز از گیاه و پرنده و درخت اطلاق می شود (منشی قمی ، ص 199؛ مایل هروی ، ص 597). به گفتة مجرد تاکستانی (1372 ش ، ص 121)، از آنجا که طراحی تشعیر، که در اصل طراحی حیوانات و منظره و اقسام آن است ، اغلب با طلا و به وسیلة قلم موهای بسیار ظریف انجام می گرفته است ، ظرافت خطوط را به مو تشبیه کرده اند.

تشعیر به همراه تذهیب ، برای تزئین حواشی بزرگتر در کتب خطی ، شاید تحت تأثیر نقاشی چینی ، از دوران تیموریان در ایران مرسوم گردید .
نامگذاری انواع تشعیر بیشتر بر اساس روشها و فنون و جایگاه ارائة آن است . تشعیر بر دو قسم است : تشعیر گیاهی یا تشعیر گل و بوته ، و تشعیر وحوش . در تشعیر گیاهی ، تصاویر بر بالا و پایین برگها و گلها به زر یا رنگهای سفید یا آبی یا مایة اصلی و ته رنگ لاجورد یا سیاه یا گِل ماشی و امثال آن ، بر حواشی کتب کشیده می شود. در آرایه های تزئینی قرآن کریم و جلد آن ، علاوه بر تذهیب ، فقط از این نوع تشعیر استفاده می گردد. در تشعیر وحوش که بر دو نوع «نخجیری » و «گرفت و گیر» است ، طرح کلی تصاویر و نقوش انواع پرندگان و جانوران زمینی و دریایی و اساطیری در ترکیبهای خاص متناسب با موضوع اصلی کتاب با کمترین رنگ و به صورت نمادین پدید می آید. همچنین تصاویری از آسمان و ابرها و ستیغ کوهها و صخره ها در تشعیر دیده می شود.
نقوش تشعیری هر کدام جایگاهی معیّن و شیوه ای مستقل دارند؛ مثلاً جای نقش شیر و اژدها و سیمرغ و ادوات رزم در حواشی کتب و مجالس رزمی و جای نقش مرغزارها، سروستانها، بته جقه ها، بیدهای مجنون ، آهوان و پرندگان در حواشی کتب و جلدها و مجلس سازیهای تغزلی و شکارگاههاست .
از انواع تشعیر، تشعیر روغنی است که در جلدهای منقوش روغنی کتب خطی در دورة صفوی دیده می شود. در این نوع کار، جلد مشکی با نقشهای بسیار ریز و ظریف به رنگ طلایی یا رنگهایی است که بر زمینة تیره نمود بیشتری دارند (مایل هروی ، ص 612). این شیوه که به «آیین میرکی » مشهور است ، ابداع آقامیرک اصفهانی است (حبیبی ، ص 38). در نیمة دوم قرن دهم ، قطب الدین قصه خوان در دیباچة مُرقَع شاه طهماسب به نوعی تشعیر ــ که آن را تشعیر «نقش » یا «نقش طراز» نامیده است ــ اشاره کرده که بر مبنای «طرح ـ نقشی » و اسلوب استفاده از یک رنگ است (ص 283ـ284). هرگاه در تشعیر از شیوة زراندود استفاده گردد، آن را «تشعیر زرین » می خوانند و هرگاه از سفیداب استفاده گردد، بدان «تشعیر سپید قلم » می گویند. قلم گیری تشعیری با سفیداب ، بر بوم مَرْغَش (نوعی سنگ سخت و براق ) است که در ساخت جلدهای مرغش نیز استفاده می شود (مایل هروی ، ص 615). همچنین در حروف خط ثلث تشعیر دیده می شود، یعنی انجامه های حروف تیز است و دور و خمیدگی حروف آن بیشتر از خط نسخ است .

طراحی تشعیر گاهی به صورت سیاه قلم یا همراه کمی رنگ است . نمونه های زیبایی از این نوع نقاشی در موزة رضاعباسی بر حاشیة طراحی سیاه قلم منسوب به کمال الدین بهزاد موجود است که در آن صحنة تعقیب و گریز شترمرغ و شیر با طلا بر روی کاغذ ترسیم شده است . نمونه هایی از طراحی تشعیر اثر محمد سیاه قلم وجود دارد که از نظر طراحی و ساخت و ترکیب بندی باارزش است . نوعی طراحی تشعیر، «انگ » نام دارد. در این نوع ، اول طراحی می کنند، سپس داخل طرح را رنگی کم مایه می زنند و بعد اطراف آن را قلم گیری طلایی می کنند (مجرد تاکستانی ، 1376 ش ، ص 10ـ11). استفاده از نقوش تشعیری و شیوه های آن در مُرَقَّع سازی نیز رایج است و بدان مرقع تشعیری گفته می شود.

نوشته شده در تاريخ جمعه هفدهم دی 1389 توسط افشین زنگنه |
چگونگی گزینش قلم و نیز استادی در حال تعلیم به شاگرد خود می گفت: قلم باید محكم و سخت و میانه باریك و كلفت باشد و آن را از نزدیك بندها و گره ها نتراش كه در كارها بستگی می آورد و با قلمِ پیچ و تاب دار و فاق نامستوی منویس. اگر نی بحری یا فارسی به دست نیاوردی و ناچار شدی با قلم های َنبَطی بنویسی آن كه گندم گون (بین سرخ و سفید) است اختیار كن. ابوعلی بن مقله وزیر – رحمه الله – در جمله ای كوتاه، وصف كامل قلم نموده است: «بهترین قلم ها آن است كه پیكر آن در پختگی و رسیدگی محكم، و پوستش باطراوت شده باشد و آن را پس از تمام برآوردن دانه و بذر و زرد شدن برگ و كشیده شدن قد بریده باشند و پیه آن سخت و حجم آن سنگین باشد.» و نیز از او نقل است كه بهترین قلم ها آن است كه به اندازه ی شانزده تا دوازده انگشت دراز باشد و كلفتی آن به قدر انگشت سبابه تا حد انگشت چهارم بوده باشد. و در جای دیگر گفته است: قد و اندازه قلم نباید از یك وجب تجاوز كند. جعفر تبریزی در رساله ی خود انواع قلمها را (واسطی، آموئی، بصری، مازندرانی) برشمرده است و گوید: بهترین آن واسطی است، پس از آن آموئی؛ و انواع دیگر را اعتبار نباشد. و صاحب فواید الخطوط گوید: بهترین قلم، قلم واسطی است و نشانه خوبی قلم آن است كه در تراشیدن، قُلامه (تراشه و خرده) آن نجهد بلكه همانجا بر زمین ریزد و اگر رگهای قلم راست نباشد كتابت را نیك و لایق نباشد.
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه شانزدهم دی 1389 توسط افشین زنگنه |
با سلام خدمت دوستان و بازدید کنندگان گرامی:

در نظر داریم که با کارگاه پرسش و پاسخ تبادل اطلاعات کنیم.

به سوالات زیر پاسخ دهید و شارژ ایرانسل بگیرید

باورتان میشه؟؟؟؟؟؟؟

(پاسخ های خود را به آدرس زیر ارسال کنید)

spiderman.z.2006@gmail.com

  1. اولین خط انسان چه بود؟
  2. صنعت عکس یعنی؟
  3. بزرگترین خدمت کمال الملک به جامعه هنر ایران چه بود؟
  4. کاربرد لیقه را بنویسید؟
  5. فاصله هر حرف یا کلمه در خوشنویسی به چه میزانی می باشد?
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه شانزدهم دی 1389 توسط افشین زنگنه |

 طراحي سريع

مدلي با تركيب دو عنصر بچينيد. طرح خطي ساده اي از آن ترسيم كنيد و به تمام مسايل مربوط به تناسبات توجه داشته باشيد و مقايسه قسمت هاي مختلف مثبت و منفي را در نظر بگيريد. سپس مدت زماني را كه براي اين طراحي به كار مي بريد در كنار طرح يادداشت نماييد. حال اگر قرار باشد كا شما به دلايلي (از جمله تغيير حالت سوژه يا فرصت كم براي طراحي و ...) مجبور به طراحي سريع باشيد چه خواهيد كرد؟ اكثر طراحان در اين شرايط از روش اسكيس يا ياد داشت برداري سريع استفاده مي كنند. اسكيس، مطالعه سريع و صحيح سوژه است و تفاوت آن با طراحي عادي در زمان به كار رفته، شيوه طراحي و نحوه توجه به جزئيات است.

طراحي عادي و اسكيس، هر دو يك هدف مشترك دارند و آن ترسيم صحيح است ليكن شيوه كار در اسكيس بدين گونه است:

1- مشاهده كلي يك يا چند سوژه و جايگزيني آن در كادر.

2- ترسيم اجزا به سوژه به صورتي ساده و كامل ( شفاف بيني ) (خط تناسبات)

3- در نظر داشتن اصل مقايسه اشيا و اجزا با يكديگر.

در طراحي اسكيس مطلقاً از پاك كن استفاده نمي شود. ابتدا اشيا را خيلي كم رنگ و با خطي نازك ترسيم كنيد و پس از اطمينان از صحت آن، با خطوطي روان. نرم و يك دست. طرح را آن چنان كه هست، تكميل كنيد. حتي المقدور مداد را از روي كاغذ بر نداريد. به طور همزمان به بررسي همه جانبه مدل بپردازيد. جزئيات را از كار خود حذف كنيد. در اسكيس فقط تناسب و ساختمان كلي شيء اهميت دارد. بزرگ و راحت كار كنيد اندازه طرح به صورتي باشد كه دستتان آزادانه به همه قسمت ها بپردازد. به ياد داشته باشيد كه در طراحي اسكيس نيز بايد به تناسبات و قرينه گي اهميت داد. در حين طراحي به ترسيم خط محوري و خطوط راهنماي ديگر براي دريافت صحيح فرم بپردازيد. مي توانيد مدل را به صورت حجم هندسي ديده و ترسيم كنيد. در اين حالت، حجم مورد نظر را كم رنگ ولي كامل و صحيح ترسيم كرده و سپس جزئيات را به آن اضافه كنيد. پس از پايان كار نيز از پاك كن استفاده نكنيد. از زياد بودن و تكرار خطوط ناراحت نشويد و به ياد داشته باشيد كه خطوط يك دست و پيوسته مي تواند بارها و بارها تكرار شوند. ليكن از به كار بردن خطوط تكه تكه و ريشه ريشه خود داري كنيد.

 ارزش خطي

مدل سادهاي به رنگ روشن، مثل ليوان پلاستيكي، يك تخم مرغ و يا يك سيب را در مقابل خود بگذاريد و اسكيس از آن ترسيم كنيد. يك طرح اسكيس را با مدل اصلي مقايسه كنيد. در طراحي خطي و طراحي اسكيس، شما مي توانيد از سايه روشن استفاده كنيد، اما اگر بخواهيد وجود تور و سايه را در طرح نشان دهيد، بايستي به خطوط خود تنوع دهيد. همان طور كه در مدل خود نقاط تيره را قويتر و نقاط روشن را ضعيفتر مي بينيد، در طراحي نيز نيرو و ارزشهاي متنوعي در خطوط به وجود آوريد. خطوطي كه براي قسمتهاي روشن به كار مي رود خطوطي نازك و روشن خواهد بود و براي قسمت هاي تيره كه در سايه واقع شده اند از خطوط تيره و ضخيم استفاده مي شود.

 نكته مهم

هيچگاه پس از اتمام كار به ترسيم مجدد و تأكيد بر قسمت هاي تيره نپردازيد. خط شما در حين ترسيم مي بايستي قوت و ضعف لازم را نمايان سازد. قسمت هاي تيره سوژه، همه يك دست و يك رنگ نيستند و بنابراين شما هم تيرگي هاي يكنواخت به كار نبريد. قسمتهاي تيره را با يكديگر مقايسه كرده و به تناسب ارزشهاي متنوعي كه دارند، ضخامت با تيرگي لازم را در طرح به وجود آوريد. شما در اين مرحله به ارزشهاي متنوع خطي كه ترسيم مي كنيد واقف و مسلط مي شويد و مي توانيد پس از اين، طرح خود را با توجه به ارزش خطي، ترسيم و تكميل كنيد. كليه طراحي ها به كمك ارزش خطي، كيفيت قابل توجهي پيدا مي كنند و همانگونه كه اشاره شد مسدله ارزش خطي، تابش نور و سايه ـ روشن، به ايجاد حجم و بعد در طرح كمك مي كند.

نوشته شده در تاريخ سه شنبه شانزدهم آذر 1389 توسط افشین زنگنه |

متداولترين وسيله براي طراحي مداد و كاغذ است. كاغذ نسبتا" ضخيم وزبر. مداد نرم. پاك كن. تيغ. تخته شاسي وچند عدد پونز از جمله لوازم اوليه اي است كه هر هنرجو بايد همراه داشته باشد.

مداد طراحي

مداد طراحي از نوعي كربن خالص است تهيه شده كه به آن ((گرافيت)) مي گويند.مدادهاي نرم از گرافيت خالص و مداد هاي سخت با مخلوطي از گرافيت و گل تهيه مي شود گرافيت ماده اي نرم وشكننده است. تيره گي گرافيت با تيره گي زغال نقاشي يا مداد كنته تفاوت دارد.

مدادHمدادي است سخت وبراي طراحي با خطوط ظريف وحساس و دقيق مناسب است. مدادBنرمتر وبراي خطوط تيره و پهن به كار برده ميشود.رنگ اين مداد از مدادHتيره تر است.مدادHBحد فاصل بين HوB است.

طراحي با مداد را روي هر نوع كاغذي مي نوان انجام داد ولي روي كاغذ زبر و ضخيم نتيجه بهتري به دست خواهد آمد.

زغال طراحي

براي تهيه زغال شاخه هاي نازك درخت مو يا بيد رادر فضاي سر بسته حرارت مي دهند تا به زغال تبديل شود .زغال طراحي بسيار شكننده است. اثر زغال را به راحتي متوان پاك كرد و اشتباهات را تصحيح كرد. به همين دليل به هنر جويان تازه كار پيشنهاد مي شود.

وقتي مي خواهيد بخشي از طراحيتان را تصحيح كنيد اثر زغال طراحي را با يك تكه ابر پاك كنيد و دوباره روي آن طراحي كنيد.اگر اثر زغال را با مداد پاك كن بر داريد وقتي بار ديگر در آن نقطه طراحي كنيد  جاي مداد پاك كن به شكل لكه هاي تيره به چشم خواهد خورد.اين لكه ها را نمي توان از بين برد.

زغال را همان گونه كه مداد را در دست مي گيريد به آرامي روي كاغذ بكشيد چون زغال طراحي شكننده است و در اثر فشار زياد خرد مي شود. براي اينكه بخشي از طراحي را تاريك نماييد كمي به زغال فشار بياوريد.با تكرار خطوط نزديك به هم

تيرگي ايجاد مي شودو با كم و زياد كردن فشار دست و يا تركم خطوط درجات مختلف تيرگي ايجاد مي شود.با مالش انگشت روي خطوط زغالي سايه ها را مي توان ملايم و يك نواخت كرد .مواظب باشيد انگشتتان خيس يا چرب نباشد..براي هماهنگ كردنفضاهاي تيره از وسيله مخصوص اين كار ((محو كن)) استفاده شود.

طرح زغالي را بايد با مايع ثابت كننده پوشاند زيرا گرد زغال در اثر تماس با اشياء پاك مي شود.مايع مزبور ((فيكساتيو)) ناميده مي شود.طراحي با زغال بايد روي كاغذ زبر و پرز دار انجام شود.نوك زغال را در صورت لزوم با كاغذ سنباده تيز كنيد.به جاي زغال طراحي مي توانيد از پاست سياه. مداد شمعي و زغال كنته كه به فرمهاي استوانه يا مكعب مستطيل به فروش مي رسد تهيه كنيدبا تيزي جدارهاي كنته خطوط نازك مي كشيد و هر گاه بخواهيد سطح بزرگي را تيره كنيد كنته را روي كاغذ بخوابانيد وپهناي آن را روي كاغذ فشار دهيد.با كم و زياد كردن فشار دست اواع مايه هاي خاكستري به دست خواهيد آورد.در طراحي با زغال كنته تيرگيها را با انگشت صاف و يكنواخت نكنيد :چون در اين صورت طرح شما طراوت اوليه را از دست خواهد داد.

نوشته شده در تاريخ شنبه سیزدهم آذر 1389 توسط افشین زنگنه |

دایره رنگ به 12 بخش تقسیم می‌شود که از آن میان 3 رنگ قرمز،‌آبی و زرد، رنگ اصلی است .
اگر این سه رنگ را ازدایره رنگ بیرون بکشیم و درجای خود به یکدیگر وصل کنیم ، یک مثلث متساوی الضلاع به دست خواهیم آورد که رنگ قرمز در راس آن ، رنگ زرد در انتهای ضلع راست ورنگ آبی در انتهای ضلع چپ مثلث قرار می‌گیرد . این سه رنگ را رنگهای اصلی و درجه اول نامیده‌ایم
.
سه پله رنگی که مابین رنگهای اصلی می‌بینید، در واقع نمایش تلاشی است که این رنگها برای نزدیک‌تر شدن به یکدیگر انجام می‌دهند
.
رنگ قرمز به تدریج با روشن‌تر شده به وسیله آمیزش با زرد و عبور از نارنجی و پرتقالی ‌بالاخره به زرد نزدیک می‌شود و رنگ زرد نیز به همین ترتیب با پذیرش پله به پله رنگ آبی و ایجاد طیفی از سبز و زنگاری به آبی نزدیک می‌شود و با همین روش رنگ آبی را قبول رنگ قرمز و ایجاد طیفی از کاربنی و بنفش بار دیگر به قرمز نزدیک می‌شود
.
اتصال دایره میانی به 3 طیف،‌ یک مثلث متساوی الاضلاع معکوس، از سه رنگ نارنجی،‌زنگاریو بادمجانی می‌سازد، که در اولی قرمز و زرد، در دومی زرد و آبی و در سومی آبی و قرمز تقریبا به یک میزان جلوه می‌کند. این مثلث دوم معکوس را رنگهای درجه دوم می‌نامیم
.
شش رنگ باقی مانده در اطراف این دو مثلث در دایره رنگ،‌ رنگهای درجه سوم است که ترکیبهایی غیر منظم و نابرابر از تداخل دو رنگ اصلی است. این چرخه همان گردونه‌ای است که اگرآن را خوب یاد بگیرید می‌توانید از تمام دنیای رنگ عبور کنید
.
مطمئن باشید هنوز هم ترکیب تازه‌ای وجود دارد و از آن رنگی متولد می‌شود که پیامی جدید داشته باشد. شاید که شما حامل این پیام باشید.

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه دهم آذر 1389 توسط افشین زنگنه |
برای دریافت مراحل اجرای ترنج روی فایل کلیک کنید

 ((دانلود فایل PDF ))

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه دهم آذر 1389 توسط افشین زنگنه |
تذهیب پیش ازآنکه یک هنر باشد یک جهان بینی است.

آری تذهیب سیروسلوک عاشقانه است. نقوش و اشكالي كه در تذهیب به عنوان عناصر نمادین نمایان می شوند در حقیقت نشان از عالم علوی است و از این رو سبب تذکر و توجه انسان در گذر از صورت ظاهر و عنایت به عوالم قدسی دارد. بطور نمادین تمام منحنی های اسلیمی رویی به درون و رویی به بیرون دارند. در تفکر عرفانی درون و بیرون هر دو جلوه یک حقیقت است. آنچه به درون باز می گردد نشان از مقام خلوت خاص انسان است که جز معبود کسی را راهی نیست و بر آن  ذکری است که ذکر خفی نامیده اند. هنگامی که سالک از مرتبه ذکر خفی بیرون می آید جلوه عبودیتش در عالم خارج نمودار می شود و این مقام را نیز با ذکر آغاز و پایان می برد . از این نمونه ذکر جلی یاد کرده اند.  آغازتذهیب ازهمان قرون اولیه اسلامی است.در دوره های مختلف خصوصیات همان دوره را به خود گرفت. مثلا" در قرن چهارم ساده و بی پیرایه، در قرن پنجم و ششم متین ومنسجم ،در قرن هشتم پرشکوه و نیرومند ، درقرون نهم و دهم ظریف ، تزئینی وتجملی شد. در قرون پنجم و ششم بود که به سرعت در کاشی سازی راه یافت و هر محراب ، مسجد ، گنبد و کتیبه ای را آراست.شاید بتوان گفت که نسخه های خطی و کتب دست نویس بستری مناسب برای رویش وشکوفایی هنر تذهیب شدند. این هنر پشتوانه شکوفایی هنرهای دیگر شد ؛ هنرهایی مانند کاشی ، قالی ، قلمزنی ، خاتم ، منبت ، پارچه های زری و مخمل

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه دهم آذر 1389 توسط افشین زنگنه |

تذهیب ، همچون نقاشی ، دارای مکتبها و دوره های خاصی است ؛                                         چنانکه می توان از مکاتب سلجوقی  بخارا ، تیموری ، صفوی و قاجار و شعب مختلف هر مکتب سخن گفت. برای مثال ، در مکتب تیموری  شعبه های شیراز ، تبریز ، خراسان و ... را می توان تمیز داد و در واقع ، تفاوت در رنگها ، روش قرار گرفتن نقشها در یک صفحه تذهیب و تنظیم نقشها در مکتبهای مختلف ، عامل این تفاوت است. برای نمونه ، تذهیب در مکتب بخارا به آسانی از تذهیب در دیگر مکتبها بازشناخته می شود.                                                                                                         چون ، در مکتب بخارا از رنگهای زنگار ، شنگرف ، سورنج و سیاه استفاده می شده است ؛ در صورتی که در مکتبهای دیگر ، رنگها به این ترتیب کاربرد نداشته است.                                                       می توان گفت تذهیبهای دوره های مختلف ، بیان کننده حالات و روحیات آن دوره ها هستند: تذهیب سده چهارم ه.ق ساده و بی پیرایه ، سده های پنجم و ششم ه.ق متین و منسجم ، سده هشتم ه.ق پرشکوه و نیرومند و سده های نهم و دهم ه.ق ظریف و تجملی هستند، بررسی آثار تذهیب شده دردوره های گذشته  بر تأثیر فراوان هنر تذهیب ایران در دیگر کشورها – هند ، ترکیه عثمانی و کشورهای عربی- حکایت دارد. هنرمندانی که در اوایل دوره ی صفوی از ایران به هند مهاجرت کردند ، بنیانگذار مکتب نقاشی ایران و هند شدند و آثاری بزرگ از خود بر جا گذاردند. آثار به جا مانده از مکتب مغولی هند که در نوع خود بی مانند است ، بر این واقعیت حکایت دارد پیشینه آذین و تذهیب در هنر کتاب آرایی ایران ، به دوره ساسانی می رسد. بعد از نفوذ اسلام در ایران ، هنر تذهیب در اختیار حکومتهای اسلامی و عرب قرار گرفت و « هنر اسلامی » نام یافت. اگر چه زمانی این هنر از بالندگی فرو ماند ، اما مجددا پویایی خود را به دست آورد. چنانکه در دوره ی سلجوقی مذهـبان ، آرایش قرآنها ، ابزار و ادوات ، ظرفها ، بافته ها و بناها را پیشه ی خود ساختند و که این مکتب تداوم مکتب نقاشی ایران و هند است.                        در ترکیه عثمانی ، هنرمندان مذهّب زیاد جلوه نکردند و اگر این هنر در آن سرزمین رشدی کرد ، به خاطر هنرمندان ایرانیی بود که با مهاجرت به ترکیه عثمانی ، بنیانگذار مکتب هنری در آن دیار شدند. در کشورهای عربی نیز ، به سبب بازگشت هنرمندان ایرانی از آن کشورها ، هنر تذهیب اوجی نیافت.      در واقع ، هنر تذهیب ایران در دنیا یگانه است. در اروپا ، به نوعی از آذین و آرایش ، تذهیب می گویند و تذهیب ایرانی را با آن مقایسه می کنند ؛ اما تذهیب اروپایی با تذهیب به شیوه ایرانی ، به طور کلی ، فرق دارد. آذینهای تذهیب اروپایی از ساقه ی درختی مانند مو و برگهای رنگین تشکیل شده است و در کنار آنها ، گاهی پرندگان ، حیوانها ، صورتهای مختلف انسان و مناظر طبیعی را می توان دید.

نوشته شده در تاريخ سه شنبه نهم آذر 1389 توسط افشین زنگنه |

 رنگ
اگر نور سفيد (نور خورشيد) را به وسيله منشور مثلث القاعده تجزيه كنيم، نواري از يك سلسله رنگهاي پيوسته از قرمز، نارنجي، زرد، سبز و آبي گرفته تا بنفش به وجود مي آيد. اگر اين اشعه رنگين به وسيله يك عدسي جمع شود، از تجمع آنها مجدداً نور سفيد حاصل مي گردد. اين تجزيه طيف نور بعد از باران به اسم قوس قزح ( رنگين كمان ) ديده مي شود.
    وقتي نور سفيد به يك جسم رنگي مي تابد، شيء مزبور قسمتي از آن را جذب و نور را منعكس مي كند. هر جسمي بر حسب رنگ خود، نور همرنگ خويش را منعكس مي كند. مثلاً يك جسم قرمز، نور قرمز را منعكس مي كند و ساير نورها  را به خود مي گيرد. هر گاه جسمي تمام طول موجها را جذب كند به رنگ سياه ديده خواهد شد و اگر همه آنها را منعكس نمايد، سفيد به نظر خواهد آمد.
خواص رنگ:
    رنگها داراي خواص زير مي باشند:
    ۱- شدت رنگ: كه مربوط به پر رنگي و كم رنگي آن است. رنگهاي اصلي داراي بالاترين شدت رنگ يا درخشندگي مي باشند.
    ۲- ارزش رنگ: روشني يا تاريكي رنگهاي مختلف را ارزش رنگ مي گويند. رنگهاي تاريكتر و شفافتر از نظر بصري سنگيني و وزن بيشتري از رنگهاي روشن تر و خفه تر دارند. رنگهاي تيره به نظر كوچكتر از رنگهاي روشن مي آيند. 
    ۳- ته رنگ (Hue ) هيو: هيو اسامي رنگهاي مختلف مثل قرمز يا آبي يا سبز است.
رنگهاي سرد و گرم
    شايد صحبت از گرمي و سردي رنگ عجيب به نظر برسد اما تجربه علمي نشان داده است كه در يك اتاق سبز يا آبي (سبز و آبي جزو رنگهاي سرد هستند ) احساس سرما به انسان دست مي دهد. در حالي كه اتاقي به رنگ قرمز يا نارنجي حس گرما را در انسان بيدار مي كند. در تجربه مذكور، افرادي كه در اتاق سبز آبي بوده اند در حرارت 15 درجه احساس سرما كرده اند، حال آنكه ساكنان اتاق نارنجي، قرمز در حرارت 11 تا 13 درجه سانتي گراد احساس سرما نكرده اند. در حقيقت رنگهاي سرد، گردش خون را كند مي كنند و رنگهاي گرم باعث سرعت جريان آن مي گردند. براي نمايش اجسام نزديك از رنگهاي گرم و براي نمايش اجسام دور از رنگهاي سرد استفاده مي شود. رنگهاي گرم مانند انواع زرد، قرمز و نارنجي و رنگهاي سرد مانند انواع آبي، سبز و بنفش.
رنگ مايه (توناليته)
    غرض از توناليته يا رنگ مايه درجات مختلفي از رنگ مي باشد كه با نور منعكس شده از ماده رنگي رابطه دارند. درجات مختلف رنگ را يك بار به وسيله تركيب با سفيد و نيز به وسيله رقيق كردن رنگ با آب مي توان به دست آورد.
رنگهاي اصلي و فرعي
    رنگ اصلي، رنگي است كه آن را از تركيب رنگهاي ديگر نتوان به دست آورد. بر اساس تئوري كلاسيك رنگ، رنگهاي اصلي عبارتند از: زرد، قرمز، آبي. از حيث نظري، با استفاده از اين سه رنگ و افزودن سفيد، تمام رنگهاي طيف را مي توانيم به دست آوريم. رنگهاي اصلي در نهايت درخشندگي و اشباع مي باشند. رنگهايي كه مستقيماً از تركيب رنگهاي اصلي به دست مي آيند به رنگهاي فرعي موسومند و عبارتند از: نارنجي كه از تركيب قرمز و زرد، بنفش كه از تركيب قرمز و آبي،سبز كه از تركيب آبي و زرد به وجود مي آيند.
رنگهاي مكمل و متضاد
    دو رنگ مكمل دو رنگي هستند كه تمام رنگهاي طيف را در خود داشته باشند . مثلاً رنگهاي قرمز و سبز دو رنگ مكمل يكديگرند . زيرا رنگ سبز تركيبي از زرد و آبي است و قبلاً گفتيم كه زرد و آبي و قرمز رنگهاي اصلي هستند كه از تركيب آنها مي توانيم تمام رنگهاي طيف را به دست بياوريم. بنابراين، رنگ مكل هر رنگ اصلي عبارت است از تركيب دو رنگ اصلي ديگر. هر دو زوج رنگ مكل با يكديگر متضاد نيز مي باشند. يعني در كنار يكديگر اختلاف شديدي را به چشم مي آورند. به طور مثال در يك فضاي وسيع سبز رنگ چند لكه كوچك قرمز به راحتي به چشم مي خورد و خود را نمايان مي سازد و با درخشندگي، تضاد خود را با زمينه سبز نشان مي دهد و تعادل لازم را در چشم برقرار مي كند.

VPN setup

دانلود یاهو مسنجر